ایران
شناسان درگذشته

 در 35 سال گذشته*

 

ترجمه:
سیدمحمدحسین مرعشی

 

1357ش/1978م.

  • درگذشت گئورگ مورگن اشتیرنه/
    Georg Valentin Morgenstierne (متولد 1892)، متن‌شناس نامدار نروژی،
    کارشناس زبان‌ها و گویش‌های شرقی ایرانی، استاد دانشگاه اوسلو/ University of Oslo و عضو کمیته مشاوران بین‌المللی دانشنامه ایرانیکا، نویسنده زبان‌های مرزی
    ایران و هند/ Indo-Iranian Frontier Languages (3 vols.,
    1929-67) و زبان‌های
    ایرانی- داردی Irano-Dardica (1973.
  • درگذشت جان اندرو بویل/ John Adrew Boyle (متولد 1916)، شرق‌شناس بریتانیایی، تاریخ‌نگار ایران و مترجم گزیده‌ای
    از کتاب جامع التواریخ رشیدالدین و ویراستار جلد پنجم تاریخ ایران کمبریج/ Cambridge History of Iran.
  • درگذشت هانری کوربن/ Henry Corbin (متولد 1903)، ایران‌شناس سرشناس فرانسوی، فیلسوف، مصحح برخی متون
    فارسی، معروف به روشنگر نقش ایران در تحولات تفکر اسلامی، نویسنده ابن سینا و تمثیل
    عرفانی/ Avicenne et le récit visionnaire (1954 و انسان نورانی در تصوف ایرانی/ L’homme de lumière dans le soufisme iranien (1971.

 

1358ش/ 1979م

  • درگذشت ریچارد اتینگهاوزن/
    Richard Ettinghausen (متولد 1906)، کارشناس سرشناس آلمانی حوزه هنر اسلامی و ایرانی، استاد هنر اسلامی دانشگاه نیویورک/ New York University، رئیس شورای بخش هنر اسلامی، در موزه هنر متروپولیتن/ Metropolitan Museum of Art نیویورک، نویسنده از روم شرقی تا ایران ساسانی و جهان اسلام: سه صورت از تأثیر هنری/ From Byzantium to Sasanian Iran and the Islamic World: Three Modes of Artistic Influence (1972 و ویراستار کتاب قله‌های درخشان هنر ایرانی/ Highlights of Persian Art (1979 با همکاری احسان یار شاطر.
  • درگذشت سسیل جان ادموندز/ Cecil John Edmonds (متولد 1889)، سیاستمدار بریتانیایی که مقاله‌های او، حاوی مکاتبات شخصی و یادداشت‌هایش درباره قبائل کردستان در طول شصت سال (1913-1977) خدمتش در عراق و ایران است؛ و همچنین نویسنده کردها، ترک‌ها، عرب‌ها/ Kurds, Turks, and Arabs (1957.
  • درگذشت جورج گلن کمرون/ George Glenn Cameron (متولد 1905)، متن‌شناس و تاریخ‌نگار امریکایی، بنیان‌گذار بخش مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه میشیگان/ University of Michigan، نویسنده گنجینه لوح‌های تخت جمشید/ Persepolis Treasury Tablets (1948
  • درگذشت رومن گیرشمن/ Roman Ghirshman (متولد 1895)، باستان‌شناس سرشناس فرانسوی و تاریخ‌نگار هنر و معماری ایران قبل از اسلام، رییس هیئت باستان‌شناسی فرانسه در ایران (1310-1351ش/ 1931-1972)، کاوشگر در شوش و مناطق دیگر، نویسنده آثار متعددی در زمینه هنر ایرانیان قبل از اسلام، از جمله ایران از آغاز تا اسلام/ Iran, des origines à l’Islam (1951، هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی/ Parthes et Sassanides (1962) و هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی/ Perses. Proto-iraniens. Mèdes-Achéménides (1963)

 

    1359ش/ 1980م

 درگذشت ریچارد تردول هالوک/ Richard Treadwell Hallock (متولد 1906)، آشورشناس، عیلام‌شناس، استاد دانشگاه شیکاگو و پژوهشگر انجمن شرقی/ Oriental Institute. او توانست بخش عمده لوح‌های عیلامی تخت جمشید را بخواند. نویسنده لوح‌های استحکامات تخت جمشید/ Persepolis Foritification Tablets (1969

1363ش/ 1984م

  • درگذشت لارنس پل الول ساتن/ Laurence Paul Elwell-Sutton (متولد 1912)، پژوهشگر بریتانیایی در حوزه ایران دوره اسلامی. استاد دانشگاه ادینبورگ/ Edinburgh University و نویسنده ایران نو/ Modern Iran (1944)، نفت ایران: پژوهشی در سیاست قدرت/ Persian Oil: a study in power politics (1955، ع‍روض‌ ف‍ارس‍ی‌/ The Persian Metres (1976 و راهنمای کتاب‌شناسی ایران/ A Bibliographical Guide to Iran (1983 و قصه‌های عامیانه وَفسی/ Vafsi Folk Tales (2004.
  • درگذشت ولادیمیر گریگوریویچ لوکونین/ Vladimir Grigorevich (Grigoriyevich)
    Lukonin (متولد 1932)، پژوهشگر روسی مطالعات ایران قبل از اسلام و رییس پیشین گروه شرق‌شناسی موزه دولتی ارمیتاژ/ State Hermitage Museum، همکاری با محمد داندامایف/ Muhammad Dandamayev در تألیف فرهنگ و نهادهای اجتماعی در ایران باستان/ Culture and Social Institutions of Ancient Iran (English. ed., 1989) و همکاری با آناتولی ایوانف/ Anatoli Ivanov، در گنجینه‌های گمشده ایران: هنر ایرانی در موزه ارمیتاژ/ Lost Treasures of Persia: Persian art in the Hermitage Museum (1stUS ed., 1996.
  • درگذشت کارل یان/ Karl Jahn (متولد 1906)، پژوهشگر تاریخ ایران، استاد دانشگاه لیدن/ University of Leiden و مترجم بخش‌هایی از جامع‌التواریخ رشیدالدین درباره غازان خان و قبائل غُز، به نام تاریخ مبارک غازانی/ Geschichte Gazan-Han’s aus dem Ta’rih-i-mubarak-i-Gazani des Rashid al-Din (1940 و غُز در جامع التواریخ/Die Geschichte der Oguzen des Rašid ad-Din (1969  

1365ش/ 1986م

  • درگذشت چارلز کرل ویلکینسون/ Charles Kyrle Wilkinson (متولد 1897)، پژوهشگر هنر اسلامی و ایرانی، سرپرست بخش هنر خاورمیانه باستان در موزه متروپولیتن/ Metropolitan Museum نیویورک، کاوشگر در نیشاپور، نویسنده نیشاپور: سفالگری دوره اولیه اسلامی/ Nishapur: pottery of the early Islamic period (1973 و نیشاپور: برخی از بناهای اولیه و تزیینات آنها/ Nishapur: some early Islamic buildings and their decoration (1986.
  • درگذشت مارک یان درسدن/ Mark Jan Dresden (متولد 1911)، ایران‌دوست امریکایی هلندی تبار، متن‌شناس، متخصص زبان‌های ایران میانه، و استاد مطالعات ایرانی در دانشگاه پنسیلوانیا/ University of Pennsylvania، ویراستار دینکرت: متنی پهلوی/ Denkart: a Pahlavi text (1966.
  • درگذشت ژرژ دومزیل/ Georges Dumezil (متولد 1989)، متن‌شناس پرکار فرانسوی، تاریخ‌نگار دین، مشهور برای نظریه ساختار سه‌گانه جوامع هندو- اروپایی و نظریه سه کارکرد اجتماعی نامتغیر، نویسنده تولد فرشتگان (مشتری، مریخ، کویرینوس، سوم) رساله‌ای درباره شکل گیری الهیات زرتشتی/ Naissance d’archanges (Jupiter, Mars, Quirinus, III) Essai sur la formation de la théologie zoroastrienne (1945 مرتبط با امشاسپندان، او همچنین درباره حکایت Nard Ossetic نگاشته است.
  • درگذشت موریس اسون دیماند/ Maurice Sven Dimand (متولد 1892)، تاریخ‌نگار هنر و متصدی بخش هنرهای خاور نزدیک موزه متروپولیتن نیویورک، نویسنده دستنامه صنایع اسلامی/ A Handbook of Muhammadan Art (1947).
  • درگذشت اتو هلموت ولفگانگ لنتس/ Otto Helmut Wolfgang Lentz (متولد 1900)، ایران‌شناس آلمانی و متخصص گویش‌های فارسی میانه و جدید و دین ایرانی، استاد ایران‌شناسی دانشگاه هامبورگ، نویسنده کتاب نویسنده مقاله‌های لایه‌های فرهنگی دره‌های پامیر در آیینه زبان/ Kulturschicten der Pamirtäler im Spiegel der Sprache، در نشریه ZDMG، ش 84 (1930)، از گات‌های زرتشتی چه می‌دانیم؟ Wie weit verstehen wir die arathustrischen Gāthās? ، نشریه ZDMG، ش 105 (1955).

 

1367ش/ 1988م

درگذشت آلساندرو باوزانی/ Alessandro Bausani (متولد 1921)، چندزبانه مشهور ایتالیایی، متخصص تاریخ ادبیات، دین و فرهنگ ایران و فرهنگ و ادبیات برخی ملت‌های مسلمان دیگر مانند، اردو، سندی و اندونزیایی. استاد دانشگاه رم/ University of Rome، نویسنده دین در ایران/ Persia Religiosa (1959; English tr. as Religion in Iran, 2000)، تاریخ ادبیات فارسی/ Storia della Letteratura persiana (1960) با همکاری آنتونیو پالیارو/ Antonino Pagliaro، و ایرانیان، از نخستین روزهای سده بیستم/ The Persians, from the earliest days to the twentieth century (English tr., 1971).

 

1368ش/ 1989م

  • درگذشت بزیل گری/ Basil Gray (متولد 1904)، تاریخ‌نگار هنر بریتانیایی، مجموعه‌دار عتیقه‌های شرقی در موزه بریتانیا/ British Museum (لندن)، نویسنده نقاشی ایرانی/ Persian Painting (1961).
  • درگذشت ویلهلم آیلرز/ Wilhelm Eilers (متولد 1906)، پژوهشگر سرشناس آلمانی در زمینه‌های ایران‌شناسی، آشورشناسی، استاد متن‌شناس متون شرقی در دانشگاه ورتسبورگ/ University of Würzburg، او در علم اشتقاق اسامی خاص، واژه نگاری، و گویش‌های ایرانی، قلم می‌زد، نویسنده پژوهش
    در جای نام‌های ایران/ Iranische Ortsnamenstudien (1987، نام دماوند/ Der
    Name Demawend (1988)؛ و نویسنده بسیار دقیق و موثق واژه نامه آلمانی- فارسی/ Deutsch-Persisches Wörterbuch (1959-71 که ناتمام ماند.

 

1369ش/ 1990م

درگذشت برتولد اشپولر/ Bertold Spuler (متولد 1911)، مورخ نامدار آلمانی در تاریخ ایران، آسیای میانه و مغولان، استاد دانشگاه هامبورگ/University of Hamburg، نویسنده تاریخ مغول در ایران، سیاست حکومت و فرهنگ دوره ایلخانان / Die Mongolen in Iran (1939) و تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی/ Iran in
frühislamischer Zeit (1952)، سرپرست و مدیر مجموعه ارزشمند و چند جلدی راهنمای مطالعات شرقی/ Handbuch der Orientalistik.

 

1371ش/ 1992م

درگذشت والتر هینتس/ Walther Hinz (متولد 1906)، ایران‌شناس آلمانی، با علائق گسترده، مانند فارسی باستان، تاریخ ایران و زبان عیلامی. استاد دانشگاه گوتینگن/ University of Göttingen، نویسنده سفرنامه والتر هینتس/ Iranische Reise. Eine Forschungsfahrt durch das heutige Persien (1938) و یافته‌های تازه از ایران باستان/ Altiranische Funde und Forschungen (1969 و داریوش و ایرانیان: تاریخ فرهنگ و تمدن هخامنشیان/ Darius und die Perser. Eine Kulturgeschichte der Achämeniden (2 vols., 1976-79.

 

1372ش/ 1993م

  • درگذشت آنه ماری فون گابین/ Annemarie Von Gabain (متولد 1901)، پژوهشگر آلمانی مطالعات آسیای میانه و ترکی که آثار متعددی درباره جنبه‌های مختلف ارتباط ایرانیان و ترک‌ها نگاشته است.
  • درگذشت لویی واندن‌برگ/ Louis Vanden Berghe (متولد 1923) باستان‌شناس بلژیکی که تعدادی از آثار باستانی پیش از اسلام را در استان فارس شناسایی کرد. نویسنده کتاب‌شناسی تحلیلی باستان‌شناسی ایران باستان/ Bibliographie analytique de l’archéologie de l’Iran ancien (1979)

 

1373ش/ 1994م

درگذشت ادیت پورادا/ Edith Porada (متولد 1912)، تاریخ‌نگار اتریشی، تاریخ‌نگار هنر خاورمیانه باستان، استاد دانشگاه کلمبیا و نویسنده هنر ایران باستان/ The Art of Ancient Iran (1965).

 

1374ش/ 1995م

درگذشت پتر کالمایر/ Peter Calmeyer (متولد 1930) باستان‌شناسی آلمانی، تاریخ‌نگار هنر ایران، و معاون رییس موسسه باستان‌شناسی آلمان، شعبه تهران، نویسنده برنز‌های قابل تاریخ گذاری لرستان و کرمانشاه/ Datierbare Bronzen aus Luristan und
Kirmanshah (1969).

 

1375ش/ 1996م

  • درگذشت سر هرولد والتر بیلی/ Sir Harold Walter Bailey (متولد 1899)، ایران‌دوست، هندو اروپایی‌شناس پرکار و معروف بریتانیایی، زبان‌شناس خارق‌العاده، استاد سانسکریت دانشگاه کمبریج، عضو کمیته مشاوران دانشنامه ایرانیکا/ Encyclopaedia Iranica، بنیان‌گذار اصلی بنیاد ایران و هند باستان/ Ancient India and Iran Trust، مشهور از جنبه گستره آثارش درباره زبان سکایی ختن، از زبان‌های ایران میانه، نویسنده لغت نامه ختن سکایی/ Dictionary of Khotan Saka (1979) و فرهنگ سکایی در ایرانیان قدیم/ The
    Culture of the Sakas in Ancient Iranian Khotan (1982).
  • درگذشت گئو ویدن گرن/ Geo Widengren (متولد 1907)، متن‌شناس سوئدی، تاریخ‌نگار ادیان ایران، استاد دانشگاه اوپسالا/ Uppsala University، نویسنده عناصر میان رودی در مانویت/ Mesopotamian elements in Manichaeism (1946)، برخورد فرهنگ ایرانی و سامی در دوره اشکانی/ Iranisch-semitische Kulturbegegnung in parthischer Zeit، مانی و تعلیمات او/ Mani und der Manichaismus (1961) و دین‌های ایران/ Die Religionen Irans (1965)

 

1376ش/ 1997م

  • درگذشت دونالد نیوتن ویلبر/ Donald Newton Wilber (متولد 1907)، نویسنده، پژوهشگر، باستان‌شناس، عضو سازمان سیا (1948-1970)، نویسنده معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان/ Architecture of Islamic Iran: the Ilkhanid period (1955، باغ‌های ایران و کوشک‌های آن/ Persian Gardens and Garden Pavilions (1962)، ایران: گذشته و حال، از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی/ Iran: Past and Present, from Monarchy to Islamic Republic (revised
    edition, 1981) و معماری تیموری در ایران و توران/ The Timurid Architecture of Iran and Turan (1988).
  • درگذشت جان دیوید یوهانانان/ John David Yohannan (متولد 1911)، پژوهشگر امریکایی، استاد زبان و ادبیات انگلیسی و ادبیات تطبیقی دانشگاه نیویورک/ University of New York، نویسنده شعر فارسی در انگلستان و امریکا/ Persian Poetry in England and America (1977) و سعدی شاعر/ The Poet Sa’di (1987

 

1377ش/ 1998م

درگذشت فریتس مایر/ Fritz Meier (متولد 1912)، پژوهشگر سرشناس سوییسی در عرفان ایرانی و اسلامی، نویسنده دو رساله در باب نقشبندیه/ Zwei Abhandlungen über die Naqshbandiyya (1994) و سنگ بناهای معارف اسلامی‌(منتخبی از مقالات علوم اسلامی)/ Essays on Islamic piety and mysticism (English tr., 1999).

 

1378ش/ 1999م

درگذشت ایگور میخاییلوویچ دیاکونوف/ Igor Mikhailovich Diakonov (متولد 1915)، تاریخ‌نگار نامدار روسی، پژوهشگر تاریخ و متن‌شناس متون ایرانی و خاورمیانه باستان، نویسنده تاریخ ماد/ Istorja Midii (1956).

 

1380ش/ 2001م

  • درگذشت رونالد اریک امریک/ Ronald Eric Emmerick (متولد 1937)، ایران‌دوست و متن‌شناس استرالیایی، متخصص زبان ختنی، استاد ایران‌شناسی دانشگاه هامبورگ/ University of Hamburg، ویراستار و مترجم کتاب زَمبَستا شعری به زبان ختنی درباره دین بودایی/ The Book of Zambasta: a Khotanese poem on Buddhism 1968، راهنمای ادبیات ختنی/ A guide to the literature of Khotan 1979.
  • درگذشت دیوید نیل مکنزی/ David Neil Mackenzie (متولد 1926)، بریتانیایی ایران‌دوست و متن‌شناس، استاد دانشگاه گوتینگن/ University of Göttingen، متخصص فارسی میانه، خوارزمی و کردی، نویسنده مطالعاتی در گویش کردی Kurdish Dialect Studies (2 vols., 1961-62) و و فرهنگ کوچک زبان پهلوی/ A Concise Pahlavi Dictionary (1971)
  • درگذشت واسیلی ایوانوویچ آبایف/ Vasilii Ivanovich Abaev (متولد 1900)، زبان‌شناس اتحاد شوروی در زبان آسی/ Ossetic، متخصص تحول زبان‌های ایرانی، به ویژه، زبان آسی، نویسنده حماسه نرت/ Nartovskiĭ epos (1945) و واژه‌نامه روسی- آسی Russko-osetinskiĭ slovar (1950)
  • درگذشت ایلیا گرشویچ/ Ilya Gershevitch (متولد 1914)، ایران دوست بریتانیایی روسی‌الاصل، متن‌شناس و مدافع سرسخت نظریه والتر برونو هنینگ/ W. B. Henning در تاریخ زرتشت (حدود ششم سده پیش از میلاد) و طرح آوانویسی زبان اوستایی بارتولومه/ Bartholomae، دانشیار زبان‌های ایرانی باستان دانشگاه کمبریج/ University of Cambridge و نویسنده سرود اوستایی به میترا/ The Avestan Hymn to Mithra (1959.

 

1381ش/ 2002م

  • درگذشت جس پیتر آسموسن/ Jes Peter Asmussen (متولد 1928)، دانشمند دانمارکی متن‌شناس متون فارسی و ادیان ایرانی، استاد مطالعات ایرانی دانشگاه کپنهاگ/ University of Copenhagen و نویسنده خواست وانیفت. مطالعات مانی‌شناسی/ Xuāstvānīft. Studies in Manichaeism (1965) و ادبیات مانوی/ Manichaean Literature (1975)
  • درگذشت تحسین یازیجی/ Tahsin Yazici (متولد 1923)، پژوهشگر و تاریخ‌نگار ترک، از ویراستاران دائره‌المعارف اسلام/ Islam Ansiklopedisi، و از مشاوران ویراستار ارتباط فارسی و ترکی دانشنامه ایرانیکا/ Encyclopaedia Iranica.

 

1382ش/ 2003م

  • درگذشت آنه ماری شیمل/ Annemarie Schimmel (متولد 1922)، پژوهشگر ادبیات و عرفان اسلامی، شاعر، تاریخ‌نگار هنر (خوشنویسی)، که علایق پژوهشی او، ادبیات فارسی، ترکی، عربی و اردو است. نویسنده ابعاد عرفانی اسلام/ Mystical Dimensions of Islam (1975، شکوه شمس: سیری در آثار و افکار مولانا جلال‌الدین رومی/ Triumphal Sun: a study of the works of Jalaloddin Rumi (1978) گل و ستاره: دنیای تصویرها در شعر فارسی/ A Two-Colored Brocade: The Imagery of Persian Poetry (1992
  • درگذشت گرهارد دورفر/ Gerhard Doerfer (متولد 1920)، کارشناس مشهور آلمانی در حوزه زبان‌های ترکی و مغولی و نویسنده عناصر ترکی و مغولی در فارسی جدید/ Turkische und mongolische Elemente im Neupersischen (4 vols., 1963-75)

 

1384ش/ 2005م

درگذشت سر دنیس رایت/ Denis Wright (متولد 1911)، سیاستمدار و پژوهشگر، سفیر بریتانیا در ایران (71-1963)، از همکاران دانشنامه ایرانیکا و نویسنده انگلیسی‌ها در میان ایرانیان/ The English amongst the persians (1977)، و ایرانی‌ها در میان انگلیسی‌ها/ The Persians amongst the English (1978).

 



* جزوه سوم از جلد سیزدهم ایرانیکا، به کوشش: Ehsan Yarshater، ذیل مدخل: A chronological table of events. Iranian history: 3 .

 

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢


نامه هایی از حاج حسن رشدیه و درباره او

 

 

 

یاد بعضی نفرات، روشنم می دارد

 اعتصام، یوسف

 حسن رشدیه

 قوتم می بخشد

 راه می اندازد، و اجاق کهن سرد سرایم

 گرم می آید از گرمی عالی دمشان

 یاد بعضی نفرات

 رزق روحم شده است . وقت هر دلتنگی

 سویشان دارم دست

 جراتم می بخشد . روشنم می دارد ...

 

 نیما یوشیج

 

  

 

در سنه 1301 هجری قمری 22/10/1314

 

به مقام منیع شورای ملی شیدالله ارکانه

در سنه هزار و دویست و نود و هشت/1298 هیأت دولت ماهی هفتاد تومان حقوق تقاعد برای بنده از تصویب مجلس گذرانیده تا سنه هزار و سیصد و سه/1303  مالیه گیلان که در رشت بودم، بپرداخت. در سیصد و چهار به تعویق افتاد. وزارت معارف در ضمن پرداختن بر دفع عایق با نظر بر اینکه معاش آل رشدیه را هفتاد تومان وافی نیست،
ماهی پنجاه و سه تومان یک قران هم حقوق تقاعد برای بنده تأسیس کرد که فعلاً از
مالیه قم حسب الحواله مرکز دریافت می‌شود. چون با کثرت عائله که شش نفرشان محصلند در شدت مضیقه ام امر به مالیه صادر فرمایند که نقص قانونی در حقوقی که برای رشدیه از مجلس گذشته واقع نشده است. این یکصد و بیست و سه تومان و یک قران حقوق تقاعد بنده را ماه به ماه بپردازند که در این اوان پیری ضیق معاشم از پا نیندازد.

 پیر معارف، رشدیه

به وزارت مالیه رجوع شود.  5/11/14

 

 

 

 

وزارت مالیه

حاجی میرزا حسن رشدیه راجع به
سوابق خدمت معارفی خود و عسرت فعلی و تقاضای صدور اجازه پرداخت 1231ریال حقوق تقاعد که می‌گوید فعلاً مبلغ 531 ریال آن را از مالیه قم دریافت می‌دارد. شرحی
نوشته که سواد آن برای صدور جواب مقتضی لفاً ارسال و نتیجه را استعلام می‌نماید.

رئیس مجلس شورای ملی

 

 

 

به مقام منیع شورای ملی شیدالله ارکانه

در سنه 1298 شمسی، هیأت دولت ماهی هفتصد ریال به نام حقوق تقاعد برای

من از مجلس گذرانیده حواله به مالیه گیلان کردند تا سنه 1303 می‌گرفتم. در اواخر
آن سال به تهران آمدم که این مبلغ کفاف به معاشم نمی‌کند. از یک طرف مالیه از
پرداخت آن در تهران تعلل پیش آورد که از عواید ... پنج شاهی پرداخته نیستند. از
طرف دیگر وزارت فرهنگ با مالیه به مکاتبه افتاد که مساعدت کنید از مجلس یکصد و
پنجاه تومان شهریه برای من بگذراند وزارت مالیه از من مدرک استحقاق خواست جز سکوت جواب نیافته. در ماهی به پنجاه و سه تومان حقوق خدمت قانع نشده به تعرض از تهران به قم رفتم. یکی از فقهای قانون گفت حقوق عنایتی هیأت دولت که از مجلس چندین سال تصویباً گذشته است حق مطالبه داری. در آذر ماه 1315 به محاکمات مالیه عریضه دادم متن قانون خواندند که حقوق ماهانه سه سال مطالبه نشود. دعوی باطل است. به حرمت قانون از سنوات صرفنظر کرده از تاریخ عریضه در آذرماه 1315 اصل حقوق را مطالبم.
هیأت وزراءجواب لابد به قم نمی‌دهند از مجلس شورای ملی دادخواهی می‌نمایم.

 پیر معارف، رشدیه

ورود به دفتر نماینده مجلس
شورای ملی 13/9/1317

 

 

 

ریاست مجلس شورای ملی

در پاسخ نامه شماره 4431 26/9/17 منضم به رونوشت نامه آقای حسن رشدیه زحمت عرض می‌دهد:

به موجب گواهی نامه شماره 2358   23/3/1308 هیأت وزیران از تاریخ اول اسفند ماه
1307 ماهی مبلغ پانصد و سی و یک ریال حقوق بازنشستگی که طبق ماده 50 قانون استخدام کشوری استحقاق داشته درباره او برقرار و تصویب شد و از تاریخ مزبور مرتباً دریافت می‌دارد. بنابراین درخواست آقای رشدیه بر مبلغ مزبور چون تطبیق با مقررات نمی‌نمایند غیرعملی می‌باشد.

کفیل وزارت فرهنگ

مهر وزارت معارف اوقاف و صنایع مستظرفه

ورود به دفتر نماینده مجلس
شورای ملی 5/10/1317

حسب الامر بلاغ می‌شود. 6/10/17

 

 

 

 

دارالشورای کبرای ملی شیدالله ارکانه

راجع به پاسخنامه مورخ 8/10/17 به شماره 4526 معروض می‌دارد یک مسئله قانونی به طور استفتا به هیأت مقنّنه فرستادم که بر له یا علیه من جواب مطاع و تتبع قانونی صادر شده طمأنینه خاطر حاصل نمایم. هیأت مقنّنه بی آنکه وارد به مسئله شوند عریضه‌ام را به وزارت فرهنگ فرستاده‌اند.آن وزارت جلیله پس از شرح آنچه که در جریان بوده در عدم استحقاق من به زمه‌هایم بی اتّکا بر قانون و بی اقامۀ برهانی از قوانین فتوائی می‌دهد که ابداً قناعت‌بخش نباشد بلکه...[1] چون دارالشوراء در مضمون عریضه‌ام عذری نفرموده بوده‌اند در جواب واصله از وزارت فرهنگ نیز راضی در جرح و تعدیل نشده‌اند. ناچار عین مراسله به اختصار تکرار می‌کنم که جوابی منصوص به نصّی از نصوص عنایت فرمایند.

در سنۀ 1298 شمسی هیأت وزرا به مجلس شورا تصویب‌ نامه‌ئی فرستاده‌اند که ماهی هفتصد ریال به عنوان حقوق تقاعد برای بنده مقرر شود. از تصویب مجلس گذشته تا سنه 1303 در گیلان دریافت می‌شده در همین سال به تهران آمده به وزارت فرهنگ از عدم کفایت آن حقوق به معاش آن رشدیه شکایت می‌کند. وزرات بر سنین خدمت رشدیه مراجعه کرده پس از صدور تعرفه خدمت پنج استحقاق در ماهی به هفتصد ریال حقوق انتظار خدمت اعلام می‌کنند. چون از طرف مجلس متقاعد بودم خود عریضه داده تقاضا نمودم منتظر خدمت نشده متقاعد شوم.
وزارت دارائی هم عذری اقامه کرد که آن حقوق از بودجه معارف گیلان پرداخته میشده
خزانه متحمل آن نمی‌شود. چون آن هنگامی بود که موش به عصا راه می‌رفت زبان درکشیده فقط در ماهی به پانصد و سی و یک ریال حقوق تقاعد کشوری و اعانه‌ایی از پسران امرار معاش کردم. پیرارسال یکی فقره‌های قانون گفت: حقوقی راکه مجلس به آن خصوص در حق کسی مقرر می‌دارد. قانونی بر قطع آن به این سال که صادر نشده. بنده در اسفند سنه 1315 به محاکمات مالیه عریضه داده سنوات آن حقوق را درخواست کردم. رئیس محاکمات مالیه متن  قانون قرائت کرد. حقوقی که شهریه پرداخته می‌شود اگر سه سال معوق بماند به مرور زمان تعطیل دعویست. بنده به حرمت قانون از مطالبه سنوات منصرف و به مطالبه اصل حقوق منعطف می‌شوم. اگر ذی حقم امر فرمائید که از تاریخ مطالبه، اگر ذی حق نیستم و این حقوق معارفی قاطع و مانع آن حقوق است با استدلال به دلیل قانونی فارغم فرمایند.

 پیر معارف حسن رشدیه

یادداشت: جواب نوشته شود به‌طوریکه در شماره 1 به وزرات فرهنگ که مرجع رسیدگی به موضوع است رجوع شده‌اند. چنانچه در مقابل بخشنامه آن وزارتخانه مطالبی منطبق با مقررات داشته باشد ممکن است به آنجا توضیح دهید البته تکلیف است که طبق مقررات رفتار نمایند.

ورود به دفتر نماینده مجلس شورای ملی 6/11/1317

 

 

 

سند شماره 4/57

 

ریاست مجلس شورای ملی

در جواب مرقومه شماره 4361 به تاریخ دیماه 1317 متضمن رونوشت نامه آقای حسن رشدیه زحمت می‌دهد:

آقای رشدیه بابت حقوق سنواتی خود مبالغی ادعای طلب می‌نمودند در سال1315 نسبت به دعاوی مزبور دادخواستی به مدعا به 11280 ریال به دیوان دادرسی دارائی تسلیم ولی بعداً از تعقیب موضوع در دادگاه خودداری و تقاضا نمودند به دعاوی مزبور صلحاً خاتمه داده شود. از این جهت نظر به پیشینۀ خدمات ایشان در مقابل تمام دعاوی مزبوره مبلغ پنجهزار و ششصد و چهل ریال از طرف وزارت دارائی نقداً به مشارالیه تأدیه و با اخذ سنه ترک دعوی به پرونده امر خاتمه داده شده است.

وزیر دارایی

ورود به دفتر نماینده مجلس
شورای ملی 13/ 12/ 1317

این جواب هم ابلاغ شود.
14/12/17



 

 

 

 

 

میرزا حسن تبریزی (۱۲۳۰ تبریز - ۱۳ ۲۳ قم) مشهور به رشدیه[2]، «موسس
مدارس جدیده ایران»، پدر آموزش نوین ایران، فرزند ملا مهدی از علمای بنام تبریز و
سارا خانم نوه صادق خان شقاقی - که به امر فتحعلی شاه کشته شدند - است.

  او تحصیلات مقدماتی را نزد پدر دانشمند خود فرا گرفت و به دلیل استعداد و هوش و حافظه شگفت انگیزش، در اندک زمانی در زمره علمای تبریز قرار گرفت و در ۲۲ سالگی امام جماعت یکی از مساجد تبریز شد.

حاجی میرزا حسن ، به نام عزیمت به نجف، از تبریز بیرون آمد و راه بیروت را پیش گرفت. مدت دو سال در دارالمعلمین بیروت که بوسیله ی فرانسویان، تاسیس یافته بود و شهرت جهانی داشت، به تحصیل علوم جدید پرداخت و به خوبی به اشکالات طرز تدریس، آشنایی پیداکرد و سپس برای تکمیل مطالعات خود در این رشته به استامبول پایتخت امپراتوری عثمانی و مصر، مسافرت کرد و در روش تدریس در مدارس رشدیه
(ابتدایی) و اعدادیه (متوسطه) ترکیه، مطالعاتی نمود و اصول تدریس در آنجا را مانند
ایران، مغشوش یافت. پس از آشنایی کامل با اسلوب و طرز تعلیم الفبا به روش جدید،
نخست به ایروان که اهالی آنجا به مناسبت دیدن مدارس روس در استقبال از فرهنگ ایرانی، مستعدتر و مشتاق تر بودند رفت و در سال ۱۳۰۱ق، به کمک حاج آخوند، برادر ناتنی اش، نخستین مدرسه ی ایرانی را به سبک جدید، برای مسلمان زادگان قفقاز تاسیس کرد و با اصول (الفبای صوتی) که ازاختراعات خودش بود، شروع به تدریس نمود و موفق شد ظرف ۶۰ ساعت نو آموزان را خواندن و نوشتن بیاموزد.

 پس از چهارسال اقامت و مدیریت مدرسه مذکور در ایروان، ناصرالدین شاه که از سفر دوم فرنگستان به ایران، مراجعت می کرد، از ایروان می گذشت، از او خواست برای تاسیس مدارس ابتدایی به ایران بازگردد. اما اندکی بعد، اندیشید با تاسیس این مراکز، قانون اروپایی را در ایران رواج می یابد و برای سلطنت، خطرناک خواهد بود. از این رو، از حمایت او چشم پوشید.

 میرزا حسن اندکی بعد، با وساطت دوستان و طرفداران، اجازه یافت به ایران بیاید. لذا مدرسه را به برادر ناتنی خود واگذار کرد و به زادگاه خود، تبریز باز گشت. او پس از ورود به ایران و دیدار خانواده، نخست، عده ای از اقوام با سواد خود را گرد آورد و شیوه نوین آموزشی خود را به آنان آموخت و به کمک آنها اولین دبستان را در سال ۱۳۰۵ق در محله ششگلان تاسیس نمود. اشتیاق مردم به با سواد شدن کودکانشان، آن هم به این سهولت، سبب استقبال بسیار از مدرسه شد. مکتب داران که کار خود را کساد می دیدند، به جنب و جوش افتاده، رئیس السادات، را وادار نمودند، رشدیه را تکفیر و فتوای انهدام مدرسه ی جدید را صادر کند. بدین ترتیب، عوام که همیشه منتظر چنین اوامری هستند، با چوب و چماق به دبستان یورش بردند. رشدیه شبانه به مشهد فرار کرد. اما پس از شش ماه دوباره به تبریز بازگشت و دومین مدرسه را در محله بازار تاسیس کرد که آن نیز مورد هجوم قرار گرفت و رشدیه باز به مشهد گریخت. مدرسه سوم، در محله ی چرنداب تبریز تاسیس شد اما این بار، طلبه های علوم دینی مدرسه صادقیه به تحریک مکتب داران، به مدرسه حمله کردند و رشدیه را تهدید به قتل نمودند. چهارمین مدرسه در محله نوبر تبریز، برای کودکان تهیدست تاسیس شد. تعداد شاگردان این مدرسه، ۳۵۷ و معلمان به ۱۲ نفر می رسید . این بار، مکتب داران به ملا مهدی (پدر رشدیه) متوسل شدند و با او اتمام حجت کردند. ملا مهدی از میرزا حسن خواست به مشهد برود و او چنین کرد. بعد از چندی، باز به تبریز برگشت و پنجمین مدرسه را در محله بازار دائر نمود. بار دیگر مدرسه مورد هجوم واقع شد. این بار تعدادی از دانش آموزان مجروح شدند و یکی از آنان به شهادت رسید. رشدیه، باز به مشهد گریخت.  در
مشهد مدرسه ای تاسیس کرد اما مدرسه چپاول شد و دست او شکست. ششمین مدرسه را در لیلی آباد دایر نمود. این مدرسه سه سال دوام یافت. چندی بعد کلاسی برای بزرگ سالان نیز باز کرد که در مدت ۹۰ ساعت خواندن و نوشتن را به آنان آموخت. اما با مجروح شدن او – در اثر تیراندازی مخالفان به پایش- مدرسه تعطیل شد. رشدیه مجروح که هنوز از شکستگی دستش در مشهد رنج می برد، شعری بدین مضمون سرود:

مرا دوست بی دست و پا خواسته است - پسندم همان را که او خواسته است

پس از این واقعه کسی حاضر نشد خانه ای برای مدرسه به او واگذار کند. رشدیه، مزرعه اش را فروخت و مدرسه هفتم را تاسیس کرد. این بار، در کلاس ها، میز و نمکت و تخته سیاه گذاشت و زمانی برای تفریح شاگردان در نظر گرفت، اما چون به نظر علما صدای زنگ مدرسه شبیه صدای ناقوس کلیسا بود، از زنگ زدن چشم پوشی کرد
و به‌جای آن یکی از دانش‌آموزان با صدای بلند شعر زیر را که سروده خود او بود می‌خواند:

هر آنکه در پی علم و دانایی است - بداند که وقت صف آرایی است

«...آخرالزمان نزدیک شده، جماعتی بابی و لامذهب می‌خواهند الف با را تغییر دهند، قرآن را از دست اطفال بگیرند و کتاب به آنها یاد بدهند». «اگر این مدارس تعمیم یابد یعنی همه مدارس مثل این مدرسه باشد بعد از ده سال یک نفر بی سواد پیدا نمی‌شود. آنوقت رونق بازار علما به چه اندازه خواهد شد معلوم است».

تخریب این مدرسه، با بمب دست ساز انجام گرفت. پس از این واقعه، رشدیه ایران را ترک کرد و به قفقاز رفت.  هنگامی که امین الدوله به عنوان والی آذربایجان، انتخاب شد، رشدیه را به تبریز دعوت کرد و برای تاسیس مدارس جدید با او مشورت کرد. رشدیه هشتمین مدرسه خود را که دبستان بزرگی در محله ششگلان تبریز بود بنا گذاشت. به سبب حمایت امین الدوله، مخالفین کاری از پیش نبردند. اما با عزیمت او به تهران، مدرسه منحل شد.

 امین الدوله در سال ۱۲۷۶ به تهران آمد، میرزاحسن خان رشدیه نیز به پشتوانه او به تهران آمد و مدارسی را به نام رشدیه در تهران بنیانگذاری کرد. پس از عزل امین الدوله و قدرت یافتن امین السلطان، بزرگان و اعیان شهر، از ترس مخالفت با اتابک، فرزندان خود را از مدرسه بیرون آوردند و مدرسه تعطیل شد.

شیخ فضل‌الله نوری در جلسه‌ای به ناظم‌الاسلام کرمانی (ناظم‌الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان)درباره مدارس جدید می‌گوید:
«ناظم الاسلام، تو را به حقیقت اسلام قسم می دهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟»

 سرانجام، رشدیه که دیگر تکفیر شده، فتوای انهدام مدارسش صادر شده بود به قم رفت و تا پایان عمر در آنجا ماند. میرزا حسن رشدیه تبریزی در ۲۹ آذر ۱۳۲۳ش، در سن ۹۷ سالگی درگذشت.

 

تالیفات رشدیه:

 بدایةالتعلیم

 نهایةالتعلیم وطن دیلی
(به ترکی آذربایجانی)

 تاریخ شفاهی

 شرعیات ابتدایی

 جغرافیای شفاهی و غیره

 در زمانی نیز که در تهران بود روزنامه طهران را انتشار می‌داد.

 



[1]. نقطه چین در متن سند است.

[2] نام مدارس ابتدایی، در استانبول، رشدیه بود، بدین سبب، میرزا حسن را به این عنوان می خواندند.

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱


دربارۀ غارت قشون دولت روسیه

 

 

آیا ایرانی بدبخت گناهش ایرانی بودن است؟

دربارۀ غارت قشون دولت روسیه

4 خرداد 1305

با پست قم­ گذرخان

مقام مقدس مجلس دارالشورای ملی شیدالله ارکانه

در اثر یک عمر فداکاری در پایتخت مملکت لقمه نانی جهت اعاشه عائله خود فراهم، در موقع حمله قشون دولت روسیه در ایران در منظریه چهار فرسخی قم راه تهران به طور اجاره داری مشغول کسب بوده به محض ورود قشون مذکور هستی چاکر را غارت، یک نفر هم مقتول [کرده]. در آن موقع از اهالی و علماء شهر قم استشهاد نموده با تصدیق ادیب حضور که از طرف دولت برای تحقیق و تفتیش بدان صوب اعزام شده بود که سواد مصدق آن لفاً تقدیم. اینک ده سال است که با جمعی عایدات در قم به منتهی درجه در عسرت و به جان کندن می‌گذرانم. سزاور است یک نفر ایرانی با یک مشت اطفال دچار چنین حمله خانمان سوزی بشود؟ در صورتی که برای غارت زدگان خارجه تهیه اعانه از ایران بشود و دیگر راه نجاتی نیست جز امید به آن آستان مبارک و شرم حضور هم مانع از تکدی است. استدعای عاجزانه می‌شود امر و مقرر فرمایند به هر وسیله است پس از این خسارات و خدمات نسبت شغلی در اداره جات منصوب یا اینکه دولت خسارات منظوره به عنوان اعانه ساکن قم منظور که بتوان شغلی تحصیل، قوتی نموده و تا این درجه در فلاکت نگذرانیم. آیا ایرانی بدبخت گناهش ایرانی بودن است؟ فردای محشر میرزا جعفر خان تهرانی ساکن قم دامان مبارک آن آقایان را خواهم گرفت و امروز از اتوانی هیچ راهی جز این آستان مبارک ندارم. خدا را قسم می‌دهم به این باب‌الحوائج که دولت پهلوی و آقایان را برقرار بدارد.

بالای سند: 9خرداد 1306، استشهاد
ضمیمه است.

پایین سند: عرض حال صفحه متعلق به میرزا جعفرخان تهرانی است. دفتر حکومتی قم هویت مشارالیه را تصدیق می‌نماید.
3/3/1306، مهر: کابینه حکومت قم.

پایین سند: پس از ملاحظه مقام منیع ریاست عالیه ضبط می‌شود.

مرکز اسناد کتابخانه مجلس

 

 

در سال‌های جنگ اول جهانی، طی اشغال کامل ایران توسط متفقین، قحطی بزرگی در کشور به وقوع پیوست و نزدیک به 40 درصد مردم از گرسنگی جان سپردند. به گفته  محمد قلی مجد، نویسنده کتاب قحطی بزرگ در ایران[1] عامل اصلی این فاجعه، اعمال سیاست‌های تجاری و فشارهای مالی دولتهای روسیه و بریتانیا بوده است. قحطی سال‌های 1919-1917 که سبب قتل عام تدریجی تقریباً نیمی از مردم در مدت دو سال شد، بزرگترین فاجعة تاریخ کشور ایران خوانده می‌شود. مورخان روسی و انگلیسی، آمار جمعیت ایران در سال‌های اشغال را تحریف کرده اند که نویسنده کتاب، آن را آشکار کرده و تفاوت آمار ارائه شده از جانب روس‌ها و انگلیس‌ها را با آمار واقعی جمعیت ایران نشان داده است.

شراکت دولت‌های عثمانی، روس و انگلیس در چپاول خواروبار و اموال و تجاوز به نوامیس مردم، در اسناد و مدارک بسیار آمده است. مانند نامه ها و تلگراف های مردم قم به تهران در مورد اجحاف ارتش روسیه درباره رفتار غیرانسانی آنها پس از اشغال مناطقی که عثمانی ها تخلیه کرده بودند و قتل و کشتار مردمی که در برابر آنها مقاومت می‌کردند. نایب‌الحکومة زنجان به تهران گزارش می‌کند: در نهاوند انبارهای دولتی و انبارهای مردم غارت شده‌اند [...] همة گوسفندان و احشام مرکز کردستان را با خود بردند [...] پنج هزار سرباز روس روستاهای اطراف شهر را ویران کرده‌اند ... ... ارتش روسیه بار دیگر به مردم هجوم برده‌اند هیچ چیز سالم باقی نگذاشته‌اند.

ارتش 75 هزار نفری روس پس از تخریب، عقب نشست و بی‌گمان مسئول ویرانی‌های آن مناطق است. ویرانی‌های ارتش روس به حدی است که انگلیس‌ها می‌کوشند آنها را مسبب قحطی معرفی کنند. اما این اتهام هرگز جنبة رسمی و دیپلماتیک به خود نگرفت. بعید نیست اعتراض آنها به روس‌ها از آن رو باشد که چیزی برای غارت ارتش انگلیس باقی نگذارند، زیرا روس‌ها پیش از عقب‌نشینی، آنچه را نتوانستند با خود ببرند نابود کردند. روزنامه‌های ایرانی در آن سال‌ها گزارش هایی را نقل می‌کند. انگلیس‌ها نیز پس از اشغال کامل ایران، همانند روس‌ها رفتار کردند: نابود کردن مواد غذایی روستاهای یزد، به توپ بستن روستای دهیه برای سرکوب اعتراض روستائیان و نیز همین رفتار با مردم آباده، نمونه‌های ثبت شده‌ای هستند که در اسناد و روزنامه هایی که از آن دوره به جای مانده دیده می شود. یکی از منابع بسیار غنی درباره این حوادث، بخش کوچکی از اسنادی است که در کتابخانه مجلس نگهداری می شود و اکنون پس نود سال، به همت مدیریت کتابخانه انتشار می یابد. سند فوق یکی از نامه های است که از شهر قم به مجلس شورا ارسال شده است.  

 شاید برای خواننده جالب توجه باشد که محرمانه بودن اسناد در وزارت خارجه انگلیس سی سال است، اما 100 سال است اسناد مربوط به ایران در این چند سال، منتشر نشده اند و حتی اخیرا برای 50 سال دیگر تمدید شده است.

1. The Great Famine and
Genocide in Persia, 1917-1919
/ Mohammad Goli Majd, Lanham, Boulder, New-York,
Toronto. Oxford: Presse of America University,
158p. 2003.

 



1

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱