Ideals and Realities of Islam

مشخصات کتاب:
Ideals and Realities of Islam. Seyyed Hossein Nasr. (New Revised US Edition) Preface by Titus Burckhardt, Foreword by Huston Smith. Kazi Publications, Chicago

کتاب "آرمان و واقعیت اسلام" بی‌گمان یکی از مهم‌ترین آثار سید حسین نصر، متفکر ایرانی و یکی از سرشناس‌ترین نظریه‌پردازان "سنت‌گرایی دینی"/ traditionalism است.

مجموعه مقالات به هم پیوسته ای که در این کتاب فراهم آمده است، حاصل و چکیده سلسله سخنرانیهای دانشگاهی دکتر سیدحسین نصر است که در دانشگاه آمریکایی بیروت ایراد شد و نخستین بار به‌زبان انگلیسی به‌چاپ رسید. در اهمیت کتاب "آرمان و واقعیت اسلام" همین بس که تاکنون به زبان‌‌های ایتالیایی، عربی، فرانسوی، هندی، ترکی، لهستانی، آلمانی و به‌تازگی به‌زبان فارسی نیز ترجمه و منتشر شده است.

در حال حاضر به‌دشواری ‌می‌توان آثاری را به‌زبان‌‌های اروپایی یافت که از دیدگاه متفکران مسلمان معاصر و بر اساس سنت‌های اسلامی، به‌تحقیق و بررسی درباره‌ اسلام و ابعاد گوناگون آن پرداخته و در عین حال در مقام پاسخگویی به‌مسایل دنیای مدرن نیز برآمده باشد.

این کمبود به‌ویژه در موقعیت کنونی بیش از پیش احساس ‌می‌شود؛ زیرا جهان اسلام دیرزمانی است که با مسایل و پیچیدگی‌‌های یک جامعه‌ی مدرن، و نیز با علوم جدید و تکنولوژی پیشرفته، درگیر شده است، ولی اندیشمندان و روشنفکران این جوامع تاکنون کمتر توانایی (و یا فرصت و امکان) آنرا داشته‌اند که با حفظ هویت و اصالت ملی – اسلامی خود، به‌مسایل اساسی و حیاتی عصر حاضر، به‌ویژه به‌مکاتب مدرنی که به‌هر حال ذهن نسل جوان را به‌خود مشغول داشته است، بپردازند و راه حل‌‌های مناسبی ارائه دهند.

سید حسین نصر، رئیس سابق انجمن فلسفه‌ی ایران و استاد مطالعات اسلامی دانشگاه جورج واشینگتن آمریکا، یکی از معدود متفکرانِ ایرانی مسلمان است که در آثارش کوشیده تا در راه رفع این کمبود گام بردارد و به‌مسایل مهمی که مسلمانان، به‌خصوص جوانانِ مسلمانِ کشورهای مختلف، در حال حاضر با آن روبرو هستند، بپردازد و تا اندازه‌ای نیز موفق شده است که نظر اندیشمندان و روشنفکران را در شرق و غرب به‌آرا و افکار خود جلب کند.

البته او مخالفان و معترضانی نیز در ایران دارد که کمتر به‌نقد جدی افکار و رد ‌آرا او می پردازند و بیشتر می‌کوشند تا با اشاره به "گذشته" وی، تمام آرا و افکار و آثار او را نادیده انگارند.

نصر همواره از افراط و تفریط پرهیز داشته و در نوشته‌‌ها و گفت و شنودهایش به‌کرات خاطر نشان ساخته که «متفکر حقیقی برای آنکه مکتبی را بشناسد، باید با آن روبرو شود و از آن آشنایی کافی یابد و آنگاه به‌نقد و رد آن بپردازد. پس بهتر آن است که اجازه داده شود تا عقل در سیری متعادل هر نوع اندیشه‌ای را که در عالم وجود دارد، بشناسد و با تجزیه و تحلیل و شناخت آن، از نکات مثبت بیاموزد و بخش‌‌های منفی را طرد کند. این حرکتِ درست باعث ‌می‌شود که ما از ترک کردن سنت فکری خود و تبدیل شدن به‌روشنفکری غربی به‌جای متفکری ایرانی دست برداریم».

در گفتارهای این کتاب سعی شده است تا اصول اساسی اسلام و آنچه در همه‌ی شاخه‌‌های گوناگون این دین اعتبار دارد، به‌گونه‌ای برجسته نشان داده شود. با این همه در بررسی معتقدات اهل سنت و شیعه، بر تفاوت‌‌های موجود میان این دو شاخه‌ اصلی در اسلام سرپوش گذاشته نشده؛ زیرا نویسنده بر این باور است که این تفاوت‌‌ها در چشم انداز آینده‌ی اسلام جایگاه خود را داراست. آقای نصر برای عرفان اسلامی و تأثیرات آن در حیات اجتماعی و فکری اسلام اهمیت خاص قایل است. از این رو فصل جداگانه‌ای را به‌بحث و بررسی در این زمینه اختصاص داده است.

کتاب دارای یک پیشگفتار و شش فصل است:
فصل اول) اسلام: آخرین دین اصیل؛ مشخصات عام و ویژگی‌‌های آن.
فصل دوم) قرآن: کلام الله؛ سرچشمه‌ی معرفت و سلوک.
فصل سوم) پیامبر و سنت پیامبری: خاتم الانبیا‌ی و انسان کامل.
فصل چهارم) شریعت: احکام الهی؛ هنجار اجتماعی و انسانی.
فصل پنجم) طریقت: عرفان و ریشه‌‌های آن در قرآن.
فصل ششم) سنی و شیعه: شیعه‌ی اثناعشریه و اسماعیله.

مخاطبان اصلی این کتاب را ‌می‌توان به‌چند گروه تقسیم کرد. در درجه‌ی اول روی سخن با نسل جوانِ سرزمین‌‌های اسلامی است که به‌دلیل تأثیرات «تعلیم و تربیت مدرن»، از اصل خود به‌دور مانده و شدیداً تحت تأثیر نفوذ «مدرنیسم» قرار گرفته و از جنبه‌‌های معنوی و عقلانی اسلام به‌دور مانده است.

از این رو در اولین تماس با دانش و فلسفه و ادبیات غرب، تعادل روحی خود را از دست ‌می‌دهد و دچار از خودبیگانگی ‌می‌شود. بنابراین ضروری است که حقایق بنیادی اسلام، به‌ویژه جنبه‌‌های عقلانی و معنوی آن، با زبانی برای این نسل توضیح داده شود که با آن آشنایی دارد و بر اساس نظام تربیتی مدرنی که در آن رشده کرده است، قادر به‌درک آن باشد.

نویسنده معتقد است که متفکران جهان اسلام در حال حاضر ناگزیرند که به‌ماهیت واقعی «مدرنیسم» پی ‌برند و از منظر اسلامی برای این همه "نوگرایی‌‌های بیهوده‌ای" که شبه‌روشنفکران رواج داده اند، پاسخی بایسته بیابند؛ زیرا نفوذ ارزش‌‌ها و معیارهای منبعث از مدرنیسم غرب در میان روشنفکران سرزمین‌‌های شرقی، موجب شده است که اینان از هر راه و روش و اندیشه‌ی مدرنی، صرفاً به‌دلیل مدرن بودنش، پیروی کنند و آنرا حقیقت محض پندارند و به‌این ترتیب نه تنها خود را، بلکه نسل جوان را نیز به‌گمراهی کشانند. افزون بر این، متفکرانِ مسلمان موظفند خود را به‌طور جدی با مفاهیم و مکاتب مدرنی چون توسعه، علم‌گرایی، وجودگرایی، تاریخ گرایی و غیره مشغول دارند و به‌ادعاهایی که با این مفاهیم پیوند خورده است، پاسخ گویند.

نصر در آغاز کتاب و پیش از آنکه به ‌موضوع اصلی، یعنی اسلام و مسایل مربوط به‌ آن در عصر جدید بپردازد، اشاراتی دارد به‌ مفهوم کلی دین، رابطه‌ی خدا و انسان و نیازهای معنوی و روانشناختی انسان‌‌ها.

وی با توجه به‌ریشه‌ی واژه‌ی دین در زبان لاتین (religio) که به‌معنای «بازپیوند» است، ‌می‌نویسد: «دین آن چیزی است که انسان را به‌حقیقت پیوند ‌می‌زند. هر دینی در نهایت دارای دو جز‌ء اساسی است که بر آنها بنا شده است: آموزش و روش. این دو بخش مشترکاً امکان بازشناختن واقعیت از شبه واقعیت و نیز امکان تشخیص میان آنچه که ارزش مطلق دارد و آنچه ارزش نسبی دارد فراهم ‌می‌آورد. تمام ادیان توحیدی و راست‌باور/ حنیف/orthodox بر این دو اصل بنیادی استوارند. هیچ دینی، چه اسلام و چه مسیحیت، چه کیش هندویی و یا آیین بودایی، بدون آموزش درباره‌ی اینکه مطلق چیست و نسبی چیست، نمی‌تواند توفیق بیابد و پایدار بماند».

در این کتاب همچنین کوشیده است تا به‌اتهامات و تعرضات نویسندگان غربی علیه دین اسلام، به‌خصوص آنجا که به‌بنیادهای اصلی معتقدات مسلمانان، چون قرآن و حدیث مربوط ‌می‌شود، پاسخ گوید.

از این رو، در استدلال‌‌های خود تمام نوشته‌‌هایی را که در این باره به‌زبان‌‌های اروپایی تألیف شده است، مدّ نظر دارد. با این وصف در پیشگفتار کتاب متذکر ‌می‌شود که قصد نقد و بررسی همه جانبه‌ی آثار شرق‌شناسان را ندارد، بلکه در صدد است تا از دیدگاه اسلام نشان دهد که چرا عقاید برخی دانشمندان غربی در مواردی برای مسلمانان قابل قبول نیست.

برای مثال او ضمن اشاره به‌دیدگاه‌‌های اسلام و مسیحیت در مورد جنگ، ‌می‌کوشد تا به‌این مسأله‌ی مهم پاسخ گوید و ‌می‌نویسد: «بلی درست است، اسلام حتی برای جنگ نیز احکامی دارد. در مقابل مسیحیت به‌انسان‌‌ها امر ‌می‌کند که اگر کسی به‌صورتشان سیلی زد، گونه‌ی دیگر خود را نیز پیش آورند. مسیحیت در تعالیم خود نرم و متعدل است. اما آنچه در این میان فراموش ‌می‌شود این است که: یا دینی برای اولیا‌ی و پارسایان مقرّر شده است (عیسی مسیح ‌می‌فرماید: «این جهان قلمرو من نیست»)؛ در این صورت مسایل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را به‌کناری ‌می‌گذارد، پیروان خود را به‌مثابه‌ی مقدسین بالقوه به‌شمار ‌می‌آورد و در واقع فقط در جامعه‌ای متشکل از پارسایان و اولیا‌ی حق ‌می‌تواند پابرجا بماند و عمل کند. و یا اینکه دینی ‌می‌کوشد تا حیات انسان را در تمام ابعادش دربرگیرد؛ بنابراین ناچار است تا طبیعت و سرشت انسانی را با همه‌ی کمبودها و ضعف‌‌ها و کاستی‌‌هایش در نظر داشته باشد. چنین دینی هم باید قوانینی برای زندگی سیاسی و اقتصادی انسان‌‌ها وضع کند و هم احکامی برای جنبه‌‌های صرفاً مذهبی حیات آنان. مسیحیت به‌رغم آنکه تعالیم خود را متوجه‌ی اولیاء و مقدسین بالقوه نموده، اما بی‌تردید نه قادر بوده است که وجوه نامنزه سرشت انسانی را در میان پیروان خود از بین بَرد، و نه توانسته است جنگ را از جهان مسیحی دور نگاه دارد.»

«واقعیت این است که مسیحیت از لحظه‌ای که به‌دینِ تمدن و امپراتوری بزرگی بدل گردید، مجبور شد شمشیر به‌دست گیرد، تا بدین وسیله قادر به‌ادامه‌ی حیات باشد و پابرجا بماند. مسیحیت در یک لحظه‌ی تاریخی باید تصمیم خود را ‌می‌گرفت که آیا ‌می‌خواهد دین راهبین باقی بماند و یا به‌دین تمدنی عظیم بدل شود. بدیهی است که گزینش راه اخیر مسئولیتِ حکمرانی و جنگ کردن را نیز با خود داشت. پادشاهان مسیحی چون شارل کبیر یا لوئی نهم – ملقب به‌لوئی مقدس – یقیناً با همان سرسختی و خشونت به‌جنگ ‌می‌پرداختند که این یا آن حکمران مسلمان. جنگجویان مسیحی در میدان‌‌های کارزار به‌هیچ وجه نرم‌دل‌تر و بلندنظرتر از حریفان مسلمان خود نبودند.»

«باری، این اتهام که "اسلام دین شمشیر است" از بنیاد بی‌اساس است. اسلام با وضع قوانینی برای جنگ، حدّ و مرزی برای آن تعیین نموده است؛ در مقابل، مسیحیت جنگ را خارج از حوزه‌ی اختیارات و تأملات خود گذارد. اتفاقی نیست که جنگ‌‌های فجیع و فراگیر قرن حاضر همه در غرب آغاز شد؛ جایی که مسیحیت نیروی مذهبی مسلط است. دنیوی‌گرایان/secularists به‌کرات گفته‌اند که دین موجب وقوع جنگ میان مسیحیان و مسلمانان شده؛ و اینکه دین علت اصلی بروز جنگ‌هاست. اینان قادر به‌تشخیص این امر نبوده‌اند که جهانِ دنیوی‌شده‌ی مدرن بیش از هر دینی باعث کشتار انسان‌‌ها شده است. جنگ – حداقل در مفهومی محدود – در طبیعت امور قرار دارد. از این رو اسلام، به‌جای آنکه جنگ را همچون پدیده‌ای که وجود خارجی ندارد، نادیده گیرد، به‌آن پرداخته و برایش قوانینی مذهبی وضع نموده است تا به‌این طریق حتی‌الامکان از گسترش و زیان‌‌های آن بکاهد».

نویسنده سپس خاطر نشان ‌می‌سازد که به‌هیچ وجه قصد انتقاد از مسیحیت را ندارد، بلکه هدفش بیشتر دفاع از اسلام است در برابر حملاتی که از سوی بسیاری در غرب به‌این دین ‌می‌شود. وی افزون بر این در موارد متعددی به‌مکتب‌‌های فلسفی مدرن و اثرات سوء آنها در کشورهای اسلامی پرداخته و به‌طور ضمنی و یا صریح، از دیدگاه اسلام به‌آنها پاسخ گفته است.

او بدون آنکه در مقاله‌ای جداگانه به‌بررسی ادیان دیگر بپردازد، در جای‌جای کتابش رابطه و نزدیکی میان ادیان الهی بزرگ را نشان ‌می‌دهد و به‌شباهت‌‌های بارزی که میان آنها وجود دارد اشاره ‌می‌کند. اما در عین حال متذکر ‌می‌شود که بر خلاف این عقیده‌ی رایج که تمام ادیان را در نهایت برابر ‌می‌داند، وی در بررسی‌‌های خود نه تنها به‌شباهت‌‌های ساختاری، بلکه همچنین به‌تفاوت‌‌هایی نیز که میان اسلام و دیگر ادیان وجود دارد، پرداخته است. در این مورد بیش از همه تشابهات و تفاوت‌‌های موجود میان اسلام و مسحیت را مورد توجه قرار داده است.

نصر در سه فصل نخستِ کتاب به‌موازات تشریح اصول اساسی اسلام و مقام قرآن در نزد مسلمانان و شخصیت و جایگاه پیامبر اسلام، اشاراتی نیز دارد به‌اصول اعتقادی و مقدسات مسیحیان؛ و ضمن برشمردن همگرایی‌ها و واگرایی‌های موجود میان مسیحیت و اسلام، به‌‌دشواری‌‌هایی که بر سر راه ایجاد تفاهم میان ادیان مختلف وجود دارد، ‌می‌پردازد و در این زمینه مثال‌‌هایی جالب هم ارائه ‌می‌دهد.

مثلاً برای یک فرد مسلمان درک اهمیت صلیب در مسیحیت دشوار است؛ او کلاً نمی‌تواند درک کند که چرا یک مسیحی در برابر صلیب زانو ‌می‌زند، آنرا با خود حمل ‌می‌کند و در مواقع احساس خطر و یا در حالت پریشانی و ناتوانی، با دست علامت صلیبی بر سینه ‌می‌کشد. از سوی دیگر، حرمت قرآن در نزد مسلمانان و کشش و جذابیت «سحرآمیزی» که این کتاب مقدس برای آنان دارد، باعث شگفتی و حیرت مسیحیان شده است و از این رو در صدد برآمده اند تا توضیحی منطقی برای آن بیابند و یا به‌تجزیه و تحلیل این پدیده‌ی منحصر به‌فرد بپردازند. در حالی که وجود قرآن به‌مسلمانان احساس ایمنی و امید می‌دهد و نیرو ‌می‌بخشد.

.

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧


کلام عارفان پارسی گوی در آثار نجیب محفوظ

خسرو ناقد

نجیب محفوظ، نویسنده‌ نامدار مصری و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۸۸ میلادی، در سحرگاه چهار شنبه سی ام اوت ۲۰۰۶ (هشتم شهریور ۱۳۸۵) در سن ۹۴ سالگی دیده از جهان فرو بست.

با مرگ نجیب محفوظ، یکی از برجسته ‌ترین داستان ‌سرایان معاصر شرق و شاید "آخرین نواده‌ شهرزاد قصه‌ گو" از میان ما رفت.

محفوظ میان سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۴ در دانشگاه قاهره، ادبیات و فلسفه آموخت ولی پایان ‌نامه‌ فوق‌ لیسانس خود را که با عنوان مفهوم زیبایی در فلسفه اسلامی آغاز کرده بود به ‌پایان نرساند.

 

او از سال ۱۹۳۰ میلادی، در کنار اشتغال در نهادهای دولتی به ‌روزنامه ‌نگاری و نوشتن داستان و رمان پرداخت.

محفوظ از پایه ‌گذاران رمان معاصر عرب است که الگوی خود را در نگاه و نگارش، متفکران و نویسندگان سرشناس مصر، طه حسین و توفیق حکیم قرار داده بود.

او گرچه کار خود را در آغاز با داستان کوتاه شروع کرد اما بعدها با نوشتن رمان "بچه ‌های محله ما" و در سال ۱۹۶۰ میلادی با کتاب دزد و سگها نام خود را در صدر رمان ‌نویسان عرب ‌زبان به ‌ثبت رساند.

بچه‌ های محله ما (أولاد حارتنا) همان رمانی است که ابتدا به ‌صورت پاورقی در روزنامه الاهرام منتشر می ‌شد و پس از آنکه ادامه‌ انتشار آن ممنوع اعلام شد، در سال ۱۹۶۵ در بیروت به ‌چاپ رسید.

این رمان نه ‌تنها جایزه نوبل ادبیات را سرانجام نصیب محفوظ کرد، بلکه انتشار آن ماجراها در پی داشت و برای محفوظ گرفتاریهای بسیاری آفرید؛ تا آنجا که هنوز در بسیاری از کشورهای عرب‌ زبان به‌ دشواری می‌ توان این رمان را تهیه کرد و تا همین اواخر، مجوز رسمی نشر و پخش آن در مصر صادر نشده بود.

محفوظ در آثارش با توانایی و تبحر توانسته است سنت قصه‌ گویی در شرق را با تجربه‌ رمان ‌نویسی در غرب درهم آمیزد از این ‌رو آثارش هم در کشورهای شرقی و در غرب خواهان و خواننده‌ بسیار دارد و به ‌زبانهای بسیاری ترجمه و منتشر شده است.

داستانها و رمانهای او سرشار از عناصر نمادین شرقی و روایت خیال‌ انگیز داستانهای تاریخی دور و نزدیک سرزمینهای شرق مسلمان است.

او نه تنها معروفترین رمان‌ نویس جهان عرب، که از روشنفکران آزاداندیش و آزادمنش به ‌شمار می ‌رفت.

محفوظ در همه حال با تروریسم و تعصب و تندرویهایی که جامعه مصر سالهاست با آن دست‌ به ‌گریبان است، مخالفت و مقابله کرد و بارها نیز به ‌خاطر موضوع و مضمون داستانها و اظهارنظرهایش در معرض تهدید و تجاوز افراطگرایان قرار گرفت.

از میان آثار او موعظه‌ شیطان،جنایت،گدا،رادوبیس، دلداده فرعون،دزد و سگها،کوچه مدق و یک دو رمان و مجموعه‌ داستان دیگر به ‌فارسی نیز ترجمه شده‌ است.

رمان کوچه مدق را محفوظ در سال ۱۹۴۷ نوشت اما چاپ اول آن در سال ۱۹۷۲ میلادی در لبنان منتشر شد.

ترجمه فارسی این رمان که از معروفترین آثار محفوظ به ‌شمار می ‌آید در سال ۱۳۷۸ در ایران به‌ چاپ رسید.

فیلمی سینمایی نیز به‌ نام کافه ستاره در ایران ساخته شد که ظاهراً اقتباسی آزاد از این رمان است.

رمان رادوبیس، دلداده فرعون نیز یکی از رمانهای تاریخی - رومانتیک محفوظ است که برنده جایزه "قوت القلوب" مصر شد.

محفوظ در رمان گدا به ‌گونه ‌ای نمادین داستان زندگی "روشنفکر جهان سومی" را که در برزخ سنت و مدرنیته، مشرق ‌زمین و مغرب‌ زمین گرفتار آماده به ‌تصویر کشیده است.

عمر، قهرمان این رمان، نماد روشنفکری است چپگرا که اینک با از دست ‌رفتن آرمانهایش، انسانی سترون، بی ‌انگیزه و بی ‌هویت شده که از خود و خانواده‌ خود گریزان است.

رمان ملحمة الحرافیش یکی دیگر از آثار محفوظ است که هنوز به ‌فارسی ترجمه نشده و این در حالی است که محفوظ در این رمان دلبستگی خود به ‌ادبیات کلاسیک فارسی را به‌ نمایش گذاشته است.

ملحمه به ‌معنای فتنه و جنگ عظیم است یا جدال و ستیز اما در ترکیبی که محفوظ در عنوان رمانش آورده است، آن را حماسه نیز می‌ توان معنی کرد.

حرافیش هم به ‌معنای عیاران و اهل فتوت است.

حرافیش جمع حرفوش و به‌ معنی فتیان، جوانمردان و فتوت ‌پیشگان یا در تعبیر زمینی ‌تر، لوطی‌ هاست که نجیب محفوظ در این رمان آن را به‌ معنایی استعاری و رمزی و نزدیک به‌ معنای کلاسیک کلمه به‌ کار می ‌برد.

جورج طرابیشی که از بزرگان روشنفکری عرب است مقاله ‌ای درباره این رمان نوشته است.

عنوان مقاله‌ طرابیشی، "قام بعبأ الفلسفة بعد أن تخلی عنها العرب" است.

طرابیشی در گفتار خود این پرسش را پیش کشیده که چرا در جهان عرب معاصر، تاکنون فیلسوفی پدید نیامده است و چگونه ادبیات معاصر عربی، مقوله‌ های فلسفی نیرومندی می‌ آفریند و به ‌گونه ‌ای جای خالی فلسفه را پر می ‌کند.

به ‌هر حال، عنوان این رمان نجیب محفوظ را "حماسه عیاران" یا "حماسه اهل فتوت" می ‌توان ترجمه کرد.

البته داستان را تا به ‌انتها که می ‌خوانی، "ستیز لوطیان" که یادآور داستان داش آکل صادق هدایت است، شاید عنوانی مناسبتر برای این رمان محفوظ باشد اما آنچه در رمان حماسه عیاران بیش از هر چیز جلب توجه می‌ کند، اشعاری است که محفوظ در لا به ‌لای داستان گنجانده است؛ شعرهایی که نویسنده در آغاز به ‌عمد سراینده آنها را به ‌خواننده معرفی نمی‌ کند.

رمان، سرگذشت چند نسل از خانواده‌ ای است که در محله ‌ای فقیرنشین زندگی می ‌کنند. در میدان اصلی محله، خانقاهی قرار دارد که گهگاه از پشت دیوارهای بلند و کهنسال آن آوای سماع درویشان به ‌گوش می ‌آید اما مردم محله نه زبان درویشان را و نه معنای آواز سحرآمیزشان را می‌ دانند.

آنچه به ‌گوش می ‌آید، آوایی خوش و موزون است که در فضای میدان اصلی محله می‌ پیچد و گوش مردمان محل را می ‌نوازد و خواننده رمان، اکنون آن را زمزمه می ‌کند و ورق به ‌ورق اسیر جادوی آن می‌ شود.

نجیب محفوظ در این رمان که از آغاز تا پایان، شرح جدلها و جدالهای مردان محله‌ های شهر است و داستان شکست و پیروزیهای ایشان، قصه‌ عشق و زندگی و بیم و امیدهای انسانهای چند نسل پی ‌در پی را بازگو می ‌کند.

او توانسته است با بهره ‌گیری از عناصر کلاسیک داستانسرایی شرقی، فضایی بیافریند که خواننده لحظاتی چند، همراه با شخصیتهای رمان به‌ محیطی آرام‌ بخش و عرفانی راه یابد و به ‌دور از کشمکشهای بیهوده و فارغ از سختی و دشواریهای زندگی روزمره و رها از درد و رنجهای بی ‌شمار، دمی بیاساید و اندکی در خود فرو رود و آرام گیرد.

در صحنه‌ پایانی رمان، واقعه ‌ای غریب و شگفت‌ در زندگی آشور، آخرین فرد از نسل قهرمانان داستان روی می ‌دهد.

او بناگاه زبان غریبه و معنای کلام سحرآمیز عارفان پارسی‌ گوی را درمی‌ یابد و از درون دیر مغان نغمه‌ جاودانه‌ حافظ شیرازی از زبان درویشان به‌گوش جانش می ‌رسد که همساز با نوای دف و نی می ‌خوانند:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر این ظلمت شب آب حیاتم دادند

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها :


برخی کتابخانه های دانشگاهی ایران

کتابخانه دانشکده امور اقتصادی

 کتابخانه دانشکده روابط بین‌الملل

کتابخانه دانشکده صنعت هوانوردی

 کتابخانه دانشکده علوم حدیث

کتابخانه دانشگاه آزاد استهبان

 کتابخانه دانشگاه آزاد اسلامشهر

کتابخانه دانشگاه آزاد بناب

 کتابخانه دانشگاه آزاد بندرعباس

کتابخانه دانشگاه آزاد تاکستان

 کتابخانه دانشگاه آزاد تبریز

کتابخانه دانشگاه آزاد خمین

 کتابخانه دانشگاه آزاد خوراسگان

کتابخانه دانشگاه آزاد ساوه

 کتابخانه دانشگاه آزاد سبزوار

کتابخانه دانشگاه آزاد سنندج

 کتابخانه دانشگاه آزاد شاهرود

کتابخانه دانشگاه آزاد شهرری

 کتابخانه دانشگاه آزاد شهرضا

کتابخانه دانشگاه آزاد علی آباد کتول

 کتابخانه دانشگاه آزاد فیروزآباد

کتابخانه دانشگاه آزاد قزوین

 کتابخانه دانشگاه آزاد قم

کتابخانه دانشگاه آزاد قوچان

 کتابخانه دانشگاه آزاد مجلسی

کتابخانه دانشگاه آزاد مهاباد

 کتابخانه دانشگاه آزاد نجف آباد

کتابخانه دانشگاه آزاد ورامین

 کتابخانه دانشگاه امام صادق (ع)

کتابخانه دانشگاه ایلام

 کتابخانه دانشگاه بین المللی چابهار

کتابخانه دانشگاه پیام نور تهران

 کتابخانه دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

کتابخانه دانشگاه تربیت معلم سبزوار

 کتابخانه دانشگاه جامع علمی کاربردی جهاد دانشگاهی فارس

کتابخانه دانشگاه سمنان

 کتابخانه دانشگاه شاهد

 کتابخانه دانشگاه علم و فرهنگ

کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

 کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی زاهدان

کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی شیراز

 کتابخانه دانشگاه مفید

کتابخانه دانشگاه هنر اسلامی تبریز

 کتابخانه دیجیتالی دانشگاه علوم پزشکی مازندران

کتابخانه مرکز آموزش عالی خواجه نصیر کرمان

 کتابخانه مرکزی دانشگاه آزاد تهران مرکز

کتابخانه مرکزی دانشگاه اراک

 کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان

کتابخانه مرکزی دانشگاه الزهراء

 کتابخانه مرکزی دانشگاه بیرجند

کتابخانه مرکزی دانشگاه تبریز

 کتابخانه مرکزی دانشگاه تربیت مدرس

کتابخانه مرکزی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان

 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران

کتابخانه مرکزی دانشگاه رازی

 کتابخانه مرکزی دانشگاه زنجان

کتابخانه مرکزی دانشگاه شمال

 کتابخانه مرکزی دانشگاه شهرکرد

کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید باهنر کرمان

 کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی

کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید چمران اهواز

 کتابخانه مرکزی دانشگاه شیراز

کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی اصفهان

 کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی امیرکبیر

کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

 کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شریف

کتابخانه مرکزی دانشگاه علم و صنعت ایران

 کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پایه دامغان

 کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه

 کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بابل

کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله

 کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر

کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند

 کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تهران

کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

 کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی زنجان

کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

 کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی کاشان

کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی کردستان

 کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی کرمان

کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج

 کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد

کتابخانه مرکزی دانشگاه لرستان

 کتابخانه مرکزی دانشگاه مازندران

کتابخانه مرکزی دانشگاه محقق اردبیلی

 کتابخانه مرکزی دانشگاه ولی عصر رفسنجان

کتابخانه مرکزی دانشگاه یزد

 کتابخانه موسسه آموزش عالی نبی اکرم (ص)

کتابخانه موسسه آموزشی و پژوهشی سازمان توسعه و نوسازی صنایع معدنی ایران

 کتابخانه واحد علوم پزشکی دانشگاه آزاد تهران

مرکز اطلاعات پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

 

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها :