تغییر الگوی کشاورزی و جامعه روستایی در جنوب غربی ایران

معرفی کتاب از سید محمد حسین مرعشی

Agricultural change and rural society in southern Iran

 Cyrus Salmanzade.

Cambridge:Middle East & North African studies, 1980.

xvi, 275p. (MENAS Socio-Economic Studies).

 

تغییر الگوی کشاورزی و جامعه روستایی در جنوب غربی ایران. سیروس سلمانزاده. کمبریج شایر. مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا؛  مناس. 1980. 275 ص.

 

این کتاب دارای ده فصل؛  ۸۶ جدول؛ ۲۱ تصویر؛ ۵ نقشه؛ ۹ تصویر؛ یک نمایه سه صفحه ای؛ یک واژه نامه با حدود دویست واژه فارسی تخصصی آوانویسی شده مربوط به موضوع کتاب همراه با معادل های انگلیسی آن می باشد.

 

فصل های مختلف کتاب عبارتند از:

1. محیط طبیعی خوزستان؛

2. بیشرفت برنامه ها در خوزستان؛

۳. سکونتگاه؛ اصلاحات ارضی و آبیاری در خوزستان؛

۴. جمعیت شناسی شهرستان دزفول و شهرهای منتخب در طرح آبیاری حوضه دز؛  

۵. ساختار اجتماعی و خانوادگی در شهرستان دزفول؛

۶. اقتصاد سنتی روستایی و دوره کشاورزی در شهرستان دزفول؛

۷. تغییر فعالیت های اقتصادی و کشاورزی روستایی در شهرستان دزفول؛

۸. شرکت های زراعی و موسسات کشت و صنعت در شهرک ها؛

۹. دیگر دلایل تغییر اجتماعی؛

۱۰.‍‍‍‍‍‍‍‍‍ پی افزود. ‍

 

آیا اصلاحات ارضی سالهای 1960 تا 1970 عاملی کلیدی برای انقلاب اسلامی  1979 بود؟ در این کتاب که بر اساس  مطالعات پیگیر در منطقه خوزستان (دز) همراه با بررسی ویژگی های قوم شناختی منطقه انجام گرفته  بیشتر متوجه اوضاع اجتماعی ایران در دوران پس از اصلاحات و تاثیر آن بر جوامع روستایی و شهری است.

سلمان زاده  در این کتاب به محاسبات دقیقی در مورد شکست اصلاحات در نمونه مطالعاتی حوضه رود دز در استان خوزستان  در جنوب غربی ایران می پردازد و شکست این اصلاحات  را از عوامل تعیین کننده  در ایجاد انقلاب بر می شمارد.

این منطقه با آنکه بالقوه از جنبه های زراعی بسیار غنی بود اما یکی از مناطق فقیر کشاورزی کشور به شمار می رفت. تعداد اندکی مالک بیشتر زمین ها را در اختیار داشتند و روستاییان از محصول های به دست آمده سهمی اندکی می بردند.

پس از اصلاحات ،  طرح های بزرگی برای منطقه در نظر گرفته شده بود: ساختن چهارده سد بر روی پنج رودخانه منطقه و تولید انرژی الکتریکی از نیروگاه های سدها. ایجاد آبیاری مدرن برای حدود یک میلیون هکتار زمین کشاورزی و به کار کار گیری کشاورزی ماشینی در روستاهای سنتی، ارائه خدمات در زمینه های زراعی و بهداشتی به کشاورزان از برنامه هایی بود که برای منطقه برنامه ریزی شده بود. شش سال برنامه های آزمایشی نشان داد که موقعیت دشوار تولید و پایین بودن سطح زندگی در روستا پیشرفت هایی بسیار اندک خواهد داشت. بنابراین در سال 1347 تصمیم گرفته شد کشاورزی و کشاورزان سنتی را کنار بگذارند ،  زیرا برنامه ریزان طرح های ملی انتظار داشتند محصولاتی دیگر و در مقیاسی بسیار بالاتر به دست آید و وضعیت حاضر بسار ضعیف ارزیابی می شد. کشاورزی نوین ، کشاورز جدید می طلبید. تصمیم هایی که متعاقب آن گرفته شد ویرانی های اجتماعی و اقتصادی بسیاری در منطقه ایجاد کرد. این قسمت از کتاب ، با دقت فراوان مستند شده است.

شرکت های زراعی تاسیس گردید و موسسات کشت و صنعت به منطقه دعوت شدند. شرکت  زراعی منطقه با ادغام  سی و سه روستا شکل گرفت. موسسه های کشت و صنعت با همکاری شرکتهای خارجی که مالکیت برخی زمینها را بدست آورده، به کار مشغول شدند. آنها کشاورزان روستایی را به عنوان کارگران فصلی به کار گرفتند. شرکتهای کشت و صنعت تعداد روستاهای تحت مالکیت خود را به زودی به صد روستا رساندند و ساکنان آن مناطق را که کارگر-کشاورز  محسوب می شدند، به مراکز اقامتی،  شهرک ها،  انتقال دادند. این شهرکها تقریبا شبیه همان روستاهای بود. مدتی از این وضعیت نگذشته بود که نارضایتی در میان روستائیان بالا گرفت. به کارگیری ماشین های کشاورزی سبب بیکاری بسیاری از ایشان شده بود،  از اینرو،  برای یافتن کار به شهرها روی آوردند. آنها نسبت به دوران پیش از اصلاحات فقیرتر شده بودند. از آن گذشته،  دیگر زمینی وجود نداشت که به آن تعلق داشته باشند. به نظر،  حتی فقیرتراز زمانی که موسسه های کشت و صنعت هنوز زمین هایشان را نگرفته بودند. صاحبان موسسه ها که اکنون مالکان زمین های آنها بودند، جای اربابان سابق را گرفته بودند با این تفاوت که این اربابان برای رسیدن به اهداف برنامه های دولتی تحت فشار قرار داشتند. این شرکتها اندکی پس از انقلاب به طور کامل ورشکسته شدند.

          در فصل آخر نویسنده کتاب می کوشد خواننده را متقاعد سازد که مهمترین عامل تغییر اجتماعی در جنوب غربی ایران سیاست های دولت در مورد رشد و توسعه اقتصاد کشاورزی بوده است.   البته پس از مطالعه شکست برنامه های کشاورزی صنعتی و به جا ماندن روستائیان آواره و فقیر اهمیت عوامل تغییرات اجتماعی در ایران آن دوره نیاز به بررسی و ارزیابی بیشتری دارد. البته کیت مک لاکلان در ضمیمه کتاب تا حدی بدین کار مبادرت ورزیده است. مک لاکلان عقیده دارد که شکست سیاستهای شاه در زمینه کشاورزی نقش مهمی در سرنگونی نهایی رژیم او در بهمن 1357 به عهده داشت. سرازیر شدن جمعیت روستایی به شهرها سبب رشد بیکاری در شهرها شد. در نخستین سالهای دهه پنجاه بیش از یک میلیون کارگر از روستاها به نواحی شهری کوچ کردند و همراه خود تعهدات و اعتقادات دینی راسخ خود را نسبت به اسلام به شهرها بردند. بدین ترتیب مهاجرتهای میلیونی نقش مستقیمی در آماده سازی زمینه انقلاب اسلامی علیه شاه به عهده داشت.

 

 

                           

                                               

 

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸
تگ ها :