دربارۀ غارت قشون دولت روسیه

 

 

آیا ایرانی بدبخت گناهش ایرانی بودن است؟

دربارۀ غارت قشون دولت روسیه

4 خرداد 1305

با پست قم­ گذرخان

مقام مقدس مجلس دارالشورای ملی شیدالله ارکانه

در اثر یک عمر فداکاری در پایتخت مملکت لقمه نانی جهت اعاشه عائله خود فراهم، در موقع حمله قشون دولت روسیه در ایران در منظریه چهار فرسخی قم راه تهران به طور اجاره داری مشغول کسب بوده به محض ورود قشون مذکور هستی چاکر را غارت، یک نفر هم مقتول [کرده]. در آن موقع از اهالی و علماء شهر قم استشهاد نموده با تصدیق ادیب حضور که از طرف دولت برای تحقیق و تفتیش بدان صوب اعزام شده بود که سواد مصدق آن لفاً تقدیم. اینک ده سال است که با جمعی عایدات در قم به منتهی درجه در عسرت و به جان کندن می‌گذرانم. سزاور است یک نفر ایرانی با یک مشت اطفال دچار چنین حمله خانمان سوزی بشود؟ در صورتی که برای غارت زدگان خارجه تهیه اعانه از ایران بشود و دیگر راه نجاتی نیست جز امید به آن آستان مبارک و شرم حضور هم مانع از تکدی است. استدعای عاجزانه می‌شود امر و مقرر فرمایند به هر وسیله است پس از این خسارات و خدمات نسبت شغلی در اداره جات منصوب یا اینکه دولت خسارات منظوره به عنوان اعانه ساکن قم منظور که بتوان شغلی تحصیل، قوتی نموده و تا این درجه در فلاکت نگذرانیم. آیا ایرانی بدبخت گناهش ایرانی بودن است؟ فردای محشر میرزا جعفر خان تهرانی ساکن قم دامان مبارک آن آقایان را خواهم گرفت و امروز از اتوانی هیچ راهی جز این آستان مبارک ندارم. خدا را قسم می‌دهم به این باب‌الحوائج که دولت پهلوی و آقایان را برقرار بدارد.

بالای سند: 9خرداد 1306، استشهاد
ضمیمه است.

پایین سند: عرض حال صفحه متعلق به میرزا جعفرخان تهرانی است. دفتر حکومتی قم هویت مشارالیه را تصدیق می‌نماید.
3/3/1306، مهر: کابینه حکومت قم.

پایین سند: پس از ملاحظه مقام منیع ریاست عالیه ضبط می‌شود.

مرکز اسناد کتابخانه مجلس

 

 

در سال‌های جنگ اول جهانی، طی اشغال کامل ایران توسط متفقین، قحطی بزرگی در کشور به وقوع پیوست و نزدیک به 40 درصد مردم از گرسنگی جان سپردند. به گفته  محمد قلی مجد، نویسنده کتاب قحطی بزرگ در ایران[1] عامل اصلی این فاجعه، اعمال سیاست‌های تجاری و فشارهای مالی دولتهای روسیه و بریتانیا بوده است. قحطی سال‌های 1919-1917 که سبب قتل عام تدریجی تقریباً نیمی از مردم در مدت دو سال شد، بزرگترین فاجعة تاریخ کشور ایران خوانده می‌شود. مورخان روسی و انگلیسی، آمار جمعیت ایران در سال‌های اشغال را تحریف کرده اند که نویسنده کتاب، آن را آشکار کرده و تفاوت آمار ارائه شده از جانب روس‌ها و انگلیس‌ها را با آمار واقعی جمعیت ایران نشان داده است.

شراکت دولت‌های عثمانی، روس و انگلیس در چپاول خواروبار و اموال و تجاوز به نوامیس مردم، در اسناد و مدارک بسیار آمده است. مانند نامه ها و تلگراف های مردم قم به تهران در مورد اجحاف ارتش روسیه درباره رفتار غیرانسانی آنها پس از اشغال مناطقی که عثمانی ها تخلیه کرده بودند و قتل و کشتار مردمی که در برابر آنها مقاومت می‌کردند. نایب‌الحکومة زنجان به تهران گزارش می‌کند: در نهاوند انبارهای دولتی و انبارهای مردم غارت شده‌اند [...] همة گوسفندان و احشام مرکز کردستان را با خود بردند [...] پنج هزار سرباز روس روستاهای اطراف شهر را ویران کرده‌اند ... ... ارتش روسیه بار دیگر به مردم هجوم برده‌اند هیچ چیز سالم باقی نگذاشته‌اند.

ارتش 75 هزار نفری روس پس از تخریب، عقب نشست و بی‌گمان مسئول ویرانی‌های آن مناطق است. ویرانی‌های ارتش روس به حدی است که انگلیس‌ها می‌کوشند آنها را مسبب قحطی معرفی کنند. اما این اتهام هرگز جنبة رسمی و دیپلماتیک به خود نگرفت. بعید نیست اعتراض آنها به روس‌ها از آن رو باشد که چیزی برای غارت ارتش انگلیس باقی نگذارند، زیرا روس‌ها پیش از عقب‌نشینی، آنچه را نتوانستند با خود ببرند نابود کردند. روزنامه‌های ایرانی در آن سال‌ها گزارش هایی را نقل می‌کند. انگلیس‌ها نیز پس از اشغال کامل ایران، همانند روس‌ها رفتار کردند: نابود کردن مواد غذایی روستاهای یزد، به توپ بستن روستای دهیه برای سرکوب اعتراض روستائیان و نیز همین رفتار با مردم آباده، نمونه‌های ثبت شده‌ای هستند که در اسناد و روزنامه هایی که از آن دوره به جای مانده دیده می شود. یکی از منابع بسیار غنی درباره این حوادث، بخش کوچکی از اسنادی است که در کتابخانه مجلس نگهداری می شود و اکنون پس نود سال، به همت مدیریت کتابخانه انتشار می یابد. سند فوق یکی از نامه های است که از شهر قم به مجلس شورا ارسال شده است.  

 شاید برای خواننده جالب توجه باشد که محرمانه بودن اسناد در وزارت خارجه انگلیس سی سال است، اما 100 سال است اسناد مربوط به ایران در این چند سال، منتشر نشده اند و حتی اخیرا برای 50 سال دیگر تمدید شده است.

1. The Great Famine and
Genocide in Persia, 1917-1919
/ Mohammad Goli Majd, Lanham, Boulder, New-York,
Toronto. Oxford: Presse of America University,
158p. 2003.

 



1

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱