محمدعلی جمال‌زاده

محمدعلی جمال‌زاده (زادهٔ ۱۲۷۴ در اصفهان ، درگذشتهٔ ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو) نویسنده معاصر ایرانی و از پیشگامان داستان‌نویسی و ساده‌نویسی فارسی بود.

او نخستین مجموعهٔ داستان‌های کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود، یکی نبود در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در برلین منتشر ساخت. به همین خاطر وی را آغازگر سبک واقع‌گرایی در نثر معاصر فارسی دانسته‌اند.

داستان‌های وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز، و آکنده از ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات عامیانه است.

وی در سال ۱۳۷۶ در ۱۰۲ سالگی در یک خانه سالمندان در ژنو، سوئیس درگذشت.

دوران کودکی

او در خانواده‌ای مذهبی در اصفهان بدنیا آمد. وی فرزند سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی بود.

جمال الدین نخستین دوران کودکیش را در اصفهان سپری کرد. پدرش سید جمال الدین واعظ اصفهانی بیشتر اوقات برای وعظ به شهر های گوناگون سفر می کرد. از سن ده سالگی گاهی پدرش را در سفرهای گوناگون همراهی می کرد، و در همان دوران بود که همراه خانواده به تهران آمدند و در آنجا ساکن شدند.

جمالزاده حدود دوازده سال داشت که برای تحصیل به بیروت رفت[۱]. در دوران اقامتش در بیروت اوضاع سیاسی ایران تغییر کرد، در آن زمان محمد علی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و هر یک از آزادیخواهان با مشکلاتی مواجه شدند. پدر جمالزاده خود را به همدان رساند تا از آنجا به عتبات برود ولی در آنجا دستگیر شد و سپس به بروجرد منتقل گردید و در آنجا بدستور حاکم امیر افخم به دار آویخته شد.

[ویرایش] دوران جوانی

جمالزاده در بیروت با ابراهیم پور داود و مهدی ملکزاده فرزند ملک المتکلمین چندین سال همدوره بود. در سال 1910 تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به اروپا برود. سپس از راه مصر عازم فرانسه شد. در آنجا ممتازالسلطنه سفیر ایران به وی پیشنهاد کرد که برای تحصیل به لوزان سوئیس برود. سید جمال الدین تا سال 1911 در لوزان بود، پس از آن به شهر دیژون در فرانسه رفت و دیپلم حقوق خود را از دانشگاه آن شهر گرفت.

[ویرایش] فعالیت های سید محمد علی جمالزاده

همزمان با جنگ جهانی کمیته ای به نام کمیته ملیون به رهبری سید حسن تقی زاده برای مبارزه با روسیه و انگلیس در برلن تشکیل شد. این کمیته سید جمال الدین را به همکاری دعوت نمود. سید جمال الدین در سال 1915 به برلن رفت و تا سال 1930 در آن جا اقامت داشت. پس از اقامت کوتاهی در برلن برای ماموریت از طرف کمیته ملیون به بغداد و کرمانشاه رفت و مدت شانزده ماه در آنجا اقامت داشت. در بازگشت به برلن مجله کاوه (24 ژانویه 1916 اولین شماره آن به چاپ رسید) وی را به همکاری دعوت کرد و تا تعطیلی مجله(30 مارس 1922) به همکاری خود با تقی زاده ادامه داد.

پس از تعطیلی مجله کاوه ، سرپرستی محصلین ایرانی در سفارت ایران را به عهده گرفت. او به مدت هشت سال این مسئولیت را به عهده داشت، تا اینکه در سال 1931 به دفتر بین المللی کار وابسته به جامعه ملل پیوست. پس از بازنشستگی در سال 1956 از برلن به ژنو رفت و تا پایان عمر در آنجا اقامت داشت.

جمالزاده بیشتر عمر خود را در خارج از ایران سپری کرد. اما می توان گفت که که تمام تحقیقاتش در باره ایران و زبان فارسی و گسترده کردن دانش ایرانیان بود. علیرغم اینکه در رشته حقوق تحصیل کرد ولی در باره حقوق مطلبی ننوشت. [۲]

محمدعلی جمالزاده را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیانگذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی می‌دانند. داستان کوتاه «فارسی شکر است» را که در کتاب یکی بود یکی نبود او چاپ شده‌است، عموماً به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوهٔ غربی می‌شمارند. این داستان پس از هزار سال از نثرنویسی فارسی نقطه عطفی برای آن به شمار می‌رفت. به علاوه، مقدمهٔ جمالزاده بر کتاب یکی بود یکی نبود سند ادبی مهم و در واقع بیانیه نثر معاصر فارسی است. در این مقدمه جمالزاده مواکداً بیان می‌کند که کاربرد ادبیات مدرن نخست بازتاب فرهنگ عامه و سپس انعکاس مسائل و واقعیتهای اجتماعی است.

[ویرایش] آثار

برخی از آثار او عبارت‌اند از:

        سر و ته یه کرباس ۱۳۲۳ (۱۹۴۴)

        یکی بود، یکی نبود

        دارالمجانین، «سرگذشت عمو حسینعلی» ۱۳۲۱ (۱۹۴۲)

        زمین، ارباب، دهقان

        صندوقچه اسرار ۱۳۴۲ (۱۹۶۳)

        تلخ و شیرین ۱۳۳۴ (۱۹۵۵)

        فارسی شکر است

        راه‌آب‌نامه

        قصه‌های کوتاه برای بچه‌های ریش‌دار ۱۳۵۲ (۱۹۷۳)

        قصهٔ ما به سر رسید ۱۳۵۷ (۱۹۷۸) [۱]

        قلتشن دیوان ۱۳۲۵ (۱۹۴۶)

        صحرای محشر

        هزار پیشه ۱۳۲۶ (۱۹۴۷)

        معصومه شیرازی ۱۳۳۳ (۱۹۵۴)

        قصه قصه‌ها

        هفت کشور

        قصه‌های کوتاه قنبرعلی ۱۳۳۸ (۱۹۵۹)

        شاهکار ۱۳۳۷ (۱۹۵۸)

        کهنه و نو

        غیر از خدا هیچکس نبود ۱۳۴۰ (۱۹۶۱)

        شورآباد ۱۳۴۱ (۱۹۶۲)

        خاک و آدم

        آسمان و ریسمان ۱۳۴۳ (۱۹۶۴)

        مرکب محو ۱۳۴۴ (۱۹۶۵)[۲]

 

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧
تگ ها :