ایران در آثار سفرنامه‌نویسان خارجی

 

 هرودوت از قدیمی‌ترین جهانگردانی است که به ایران سفر کرده و گزارش سفر خود را نوشته است. گزنفون، مورخ آتنی (325-430ق.م.)، نیز به ایران مسافرت کرده و کتابی به‌نام >عقب‌نشینی ده هزار نفر یونانی< از خود برجای گذاشته است. در دوره سلطنت اردشیر دوم، کتزیاس، پزشک یونانی به ایران آمد و هفده سال در دربار ایران خدمت کرد و کتابی به نام >پرسیکا< در مورد تاریخ ایران نوشت. آثار این مسافران در دوران باستان سهم بزرگی در معرفی ایران به مغرب زمینی‌ها و بعدها شناخت تاریخ این سرزمین داشت (:20 22-23). نخستین جهانگرد غربی که در دوران اسلامی به ایران سفر کرد، خاخام بنیامین بن خناح از اهالی تودلای اسپانیا بود که بین سال‌های 560-569 ق. در روزگار سلجوقیان از کشور ما دیدن کرد. او نخستین جهانگرد غربی است که بعد از دوران باستان درباره خلیج فارس مطالبی از خود به‌جای گذاشته است. پس از او باید مارکوپولو را نام برد که بخش‌های نسبتآ زیادی از سفرنامه‌اش درباره ایران است. از سیاحان معروف عصر تیموری روی گونزالس دو کلاویخو[4] ، فرستاده هانری سوم است که در 706ق. به سمت دربار تیمور حرکت و سفرنامه دقیقی تهیه کرد (:20 59، 110). جوزافا باربارو[5]  در اواخر قرن نهم از سوی دولت ونیز به ایران اعزام شد. وی در سفرنامه خود درباره شهرها، جشن‌ها، و بازی‌های ایرانی سخن گفته است (:20 114-115).

جهانگردانی که در دوران صفوی به ایران سفر کردند، سیاحت‌نامه‌هایی درباره ایران نوشته‌اند که در مواردی از منابع مهم ایران‌شناسی و آگاهی از اوضاع و احوال اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی دوران صفوی به‌شمار می‌روند. به‌جرأت می‌توان گفت در هیچ عصری از اعصار تاریخی ایران، سیاحان خارجی به اندازه دوران صفوی درباره کشور ما از خود مطلب برجای نگذاشته‌اند. در 1038ق. یک هیئت نمایندگی انگلیسی برای به‌دست آوردن منابع جدید تجارت وارد ایران شد. یکی از اعضای این هیئت به‌نام توماس هربرت در سفرنامه خود اطلاعات کاملی درباره مسائل اجتماعی و اقتصادی ایران، شهرها، باغ‌ها، تاریخ، جغرافی، باستان‌شناسی، و جز آن در اختیار می‌گذارد. ژان باتیست تاورنیه، یکی از بزرگ‌ترین سیاحان قرن 11 هجری است که در فاصله سال‌های 1041 تا 1075ق. حداقل شش بار به ایران سفر کرد. او با نظری دقیق به امور بزرگ و کوچک بسیاری پرداخته و در بیشتر گزارش‌های خود از تعریف اغراق‌آمیز از ایران خودداری کرده است. او از جامعه ایران عهد صفوی و عادات و رسوم و افکار و عقاید آنها شناخت عمیقی به خواننده می‌دهد (:20 133، 166، 169). ژان شاردن در 1076 به ایرن آمد و تا 1082 دوبار دیگر به ایران سفر کرد. گفته می‌شود هیچ فرد اروپایی به اندازه او غربی‌ها را با ایران دوران صفوی آشنا نساخت. سیاحت‌نامه ده جلدی او باعنوان >سفرنامه شاردن<، در شمار مفصل‌ترین و بهترین سفرنامه‌هایی است که درباره ایران نوشته شده است (:20 201).

پس از سقوط صفویه مسافرت اروپاییان به ایران رونق خود را از دست داد و تا روی کار آمدن قاجاریه به‌جز مواردی پراکنده از ورود ایشان به ایران اطلاعات زیادی در اختیار نداریم، به‌جز ویلیام فرانکلین که از 1200 تا 1202ق. به ایران سفر کرد. سفرنامه او از این جهت حائز اهمیت است که مربوط به سال‌های آخر دوره زندیه و آغاز سلسله قاجاریه است. او دورنمای مبهم و تاریکی از اوضاع ایران در این دوره نشان می‌دهد (:20 280).

در اوایل قرن 13 سیاست‌های نظامی ناپلئون و موقعیت جغرافیایی ایران، راه را بر گروه‌های سیاسی و نظامی و مسافران خارجی گشود. اینان موجب شدند که ایرانیان از فرهنگ و شیوه حکومت اروپا بیشتر آگاه شوند. برخی از این مسافران سر جان ملکم، جیمز موریه (1780-1849)، کنت گوبینو (1816-1882)، و مادام دیولافوا[6]  بودند (:20 312-316).

گوبینو در کتاب >سه سال در آسیا< با قلمی شیرین ازدیدگاه یک نویسنده هنرشناس و تاریخ‌دان، اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران را در نیمه قرن نوزدهم بررسی می‌کند. نظریات گوبینو مشاهدات یک مسافر است که چه بسا با دیدگاه‌های تحقیقی تفاوت داشته باشد و نباید آنها را مستند و رسمی تلقی کرد. او مشاهدات و نظریات شخصی خود را ابراز کرده است و طی سه سال اقامت در ایران، دیده‌ها و شنیده‌های خود را که تا حدی جنبه تفنن داشته، با زبانی گیرا نوشته است. گوبینو بر اساس عقاید نژادپرستانه خود که به‌هیچ‌وجه با تعالیم اسلامی و اصول انسانی هماهنگی ندارد، در چند مورد ملت‌های آسیایی و افریقایی را تحقیر کرده است. وی درباره مسائل مذهبی نیز گاه اظهار نظرها یا نقل قول‌هایی کرده است که با حقیقت مغایر است. از سوی دیگر اشتباهات تاریخی نیز در این کتاب دیده می‌شود (:13 1-8).

مادام دیولافوا همسر مارسل دیولافوا (مهندس و باستان‌شناس)، در مسافرت‌های علمی و تحقیقاتی همسرش در سال‌های 1881-1886، به فرانسه، ترکیه، قفقاز، ایران، و بین‌النهرین او را همراهی می‌کرد. او از هنگام حرکت از فرانسه تا مراجعت به آنجا، وقایع روزانه مسافرت و مشاهدات و تحقیقات شوهر خود را یادداشت کرده و به‌صورت کتابی با نام >مسافرت دیولافوا در ایران و شوش و کلده< به چاپ رسانیده است. مطالعه این کتاب عظمت و شوکت ایران و سربلندی ایرانیان را در ازمنه تاریخی مجسم می‌سازد و از سوی دیگر سلطنت استبدادی؛ اوضاع اداری، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زراعتی و تجاری؛ راه‌ها و وسایل نقلیه؛ و به‌طور کلی وضع زندگی ایرانیان در دوره شاهان قاجار را به‌طور کامل و دقیق، روشن می‌سازد و نیز درباره آثار تاریخی و ابنیه ایران اطلاعات مفید و دقیقی در اختیار خوانندگان می‌گذارد (:14 2-3).

از جدیدترین سیاحان اروپایی که به ایران سفر کرده باید از ابراهام جکسون، استاد دانشگاه کلمبیا و مدرس زبان‌های هند و ایران نام برد، که در 1282ش./1903 به ایران آمد. حاصل مطالعات او کتابی است با نام >ایران، گذشته و حال <که در آن شرح دل‌انگیز سفر خود به ایران را با مطالب تحقیقی تاریخی و باستان‌شناسی به هم آمیخته است (:20 486). وی دوباره در 1907 و 1910 به این نواحی سفر کرد و در بازگشت به امریکا کتاب >از قسطنطنیه تا زادگاه عمرخیام< را نوشت. وی در سفرنامه اولش توضیحات ارزشمندی درباره طاق‌بستان، معبد کنگاور، تخت جمشید، و سایر آثار باستانی ایران داده است (8:7).

 

سفرنامه‌نویسی نزد مسلمانان

اندکی پس از ظهور اسلام، مسلمانان سفرنامه‌های بسیاری چه به‌صورت مستقل و چه به‌صورت کتاب‌های جغرافیایی و تاریخی تألیف کردند. کتاب‌های "مسالک" که در حقیقت وصف راه‌ها و فاصله شهرهاست، حاصل مشاهدات نویسندگان آنها بوده و غالبآ از نوع سیاحت‌نامه‌ها به‌شمار می‌روند (:6 ج 2، ص 819). یعقوبی نخستین جغرافی‌نویس عرب است که در قرن سوم هجری سرزمین‌ها را بر پایه مشاهدات خود تعریف کرده و اختصاصآ به همین منظور به سیاحت پرداخته است. به گفته خودش از آغاز جوانی و شکفتگی ذهن، به دانستن اوضاع شهرها و فاصله راه‌ها علاقه پیدا کرد، از این‌رو، ممالک اسلامی را گشت (:11 58) و حاصل جست‌وجوها و مسافرت‌های خود را در شرق و غرب در کتاب مختصر اخبار البلدان تألیف کرد(:5ز).

از دیگر جهانگردان مسلمان در این عصر ابن حوقل است. وی در 331ق. برای تجارت به بغداد، افریقای شمالی، اندلس، ناپل، عراق، ایران، و قسمتی از هند مسافرت کرد. ابن حوقل سفرنامه خود را المسالک و الممالک نامید ولی اثرش به نام صوره الارض نیز معروف است. وی از نخستین خبرگان جغرافیای سرزمین‌های غرب به‌شمار می‌رود. از دیگر سفرنامه‌نویسان در نیمه اول قرن چهارم یکی از دانشمندان عرب به نام ابودُلَف است. وی دو رساله پرارزش با نام‌های الرساله الاولی و الرساله الثانیه نوشته است. رساله نخست مربوط به مسافرت ابودلف میان قبایل ترک آسیای مرکزی چین و هند است و رساله دوم مربوط به مسافرت‌های طولانی او در نقاط مختلف ایران است که در آن با بیانی ساده و به اختصار، اطلاعات بسیار سودمندی درباره ایران آمده است. از دیگر مورخان و جهانگردان قرن چهارم هجری، مسعودی است. وی در سال‌های 309-333ق. به فارس، کرمان، استخر، هند، مولتان، منصوره، چمپا، سیمور، سراندیب ]سریلانکا[، چین، آذربایجان، جزیره ماداگاسکار، گرگان، شام، فلسطین، و انطاکیه سفر کرد و حاصل دیده‌ها و شنیده‌های خود را در کتاب التنبیه و الاشراف به دقت بیان کرده است (:5 یا ـ یج).

استخری در 303 ق. رو به سیاحت نهاد. وی نخستین جغرافی‌نویس ایرانی است که کتابش را بر اساس مشاهدات شخصی نوشت (:20 44). اطلاعات او درباره صقالبه (اسلاوها) و قبایل خزر با آنکه مختصر و پراکنده است خالی از ارزش نیست (:5 ی).

ابوعبدالله محمد بن ابی بکر البسار مشهور به مقدسی (-381ق.)، سرزمین‌های اسلامی، به‌جز سیستان و اسپانیا را درنوردید. هدف او گردآوری اطلاعات درباره تمام نقاط دنیای اسلام بر پایه مسافرت‌ها و مشاهدات شخصی بود (:17 58).

مقدسی به لباس هر گروهی داخل می‌شد تا حقیقت حال ایشان را دریابد، چندان که در شهرها و ممالک مختلف بیش از سی نام و لقب به خود گرفت (:11 313). ابوریحان بیرونی حکیم و دانشمند نامی ایران، در جریان حمله محمود غزنوی به هند، کتابی به نام تحقیق ماللهند درباره تمدن هندی نگاشت و به‌گونه‌ای محققانه اطلاعات بسیار دقیق و ارزشمندی درباره تمدن، فرهنگ، زبان، ادبیات، و مردم آن سرزمین به‌دست داده است. اثر او از زمان نگارش مورد توجه بسیار قرار گرفت (68:10).

کهن‌ترین سفرنامه موجود فارسی ظاهرآ سفرنامه ناصر خسروست. سفر وی از 437 تا 444 طول کشید. وی در این سفر از شهرهای مرو، نیشابور، سمنان، ری، قزوین، آذربایجان، آسیای صغیر، شام، فلسطین، مکه، و قاهره گذشت (:15 ج ،2 ص 896). ناصر خسرو از آغاز سفر از دیده‌ها و گاه شنیده‌های خود، یادداشت روزانه برمی‌داشت. زمینه این یادداشت‌ها بسیار وسیع و موضوعات آنها متنوع و ارزنده است (:19 سی‌ویک).

خاقانی، شاعر بلند پایه، از شمار سیاحان قرن ششم هجری است که بر سر راه خود به مکه، عراق عجم و عراق عرب را سیاحت کرد و حاصل مشاهدات خود را در مثنوی گرانبهای تحفه‌العراقین جاودانه ساخت (:20 57).

نزاری قهستانی شاعر قرن هفتم نیز در 678 سفری به شهرهای اصفهان، تبریز، ارّان، گرجستان، ارمنستان، باکو، اردبیل، و ابهر داشت و دربازگشت سفرنامه‌ای منظوم سرود (:15 ج 3، ص 738).

عبدالرزاق سمرقندی (816-887 ق.) در دوران پادشاهی شاهرخ، به سفارت و دربار سلطان بیجانگر از بنادر هند منصوب شد و سه سال از زندگی خود را در این سفر سپری کرد. شرح این سفر را با توصیف استادانه، هر جا و هر چه دیده بود، در کتاب مطلع‌السعدین به تفصیل آورده است. این کتاب از جمله جامع‌ترین و معتبرترین کتب تاریخ عهد تیموری است (:15 ج 4، ص 512، 514).

سفرنامه اولیا چلبی (1020-1090ق.)، مستملکات عثمانی، در اروپا و آسیا و افریقا از بهترین سفرنامه‌های دوره امپراتوری عثمانی است و درباره تاریخ و جغرافیا و رسوم و فرهنگ عامیانه سرزمین‌هایی که وی از آنها بازدید کرده است اطلاعات گرانبهایی به‌دست می‌دهد (:6 ج 2، ص 819).

عطاملک جوینی صاحب تاریخ جهانگشا از رجال و مورخان زمان خوارزمشاهیان و مغول است. او نیز چندبار به قراقروم، پایتخت مغولستان، سفر کرد و در ضمن همین سفرها درباره احوال مغول‌ها و یورت‌های اصلی ایشان اطلاع کافی به‌دست آورد و برای نوشتن تاریخ خود مواد لازم را فراهم کرد (:18 ج 5، ذیل "عطاملک").

ابن بطوطه (703-779) را معروف‌ترین و مهم‌ترین جهانگرد همه اعصار دانسته‌اند. عنوان سفرنامه او تحفه النظار فی غرائب الامصار و العجایب الاسفار نزد اهل دانش بیشتر با نام رحله یا سفرنامه ابن بطوطه شناخته شده است (:4 ج ،1 ص 1031-1032). کتاب او از دو جهت بر سایر سفرنامه‌های اسلامی برتری دارد: اول از جهت وسعت دامنه سفر که در برداشتی داستان مسافرت او از طنجه مراکش شروع شده و به مصر، شامات، مکه، عراق، قسمت بزرگی از ایران، یمن، عمان، بلادالروم، قسطنطنیه، دشت قبچاق، ماوراءالنهر، افغانستان، سند، هند، جزایر جنوبی هندوستان، چین، اندلس، نیجریه، و مانند آنها بسط یافت؛ دوم از جهت صداقت او در بیان اوضاع و احوال ممالکی که دیده است و ضبط و توصیف رسوم و آداب و عادات مللی که در این خط سیر زندگی می‌کرده‌اند (:12 165-166). سفرنامه ابن بطوطه جهات و جوانب زندگی مردم را نشان می‌دهد. از این‌رو، نه تنها از لحاظ جغرافیای تاریخی، بلکه برای آشنایی با فرهنگ آن زمان نیز گرانبهاست (:3 ج 3، ص 126). با مطالعه سفرنامه ابن بطوطه که در فاصله بین ایلغار مغول و یورش تیمور نوشته شده است، تصویر ممالک اسلامی در یکی از حساس‌ترین و بحرانی‌ترین اعصار تاریخ مجسم می‌شود (:20 95).

الغ بیگ، معروف به دون ژوان ایرانی (1013-1065ق.)، منشی ایلچی شاه عباس یکم به دربار شاهان اروپا بود. وی در اروپا به مسیحیت گروید و از طرف دربار اسپانیا به دون ژوان ایرانی ملقب شد. وی ظاهرآ سفرنامه مبسوطی از آنچه در راه دیده و شنیده بود به فارسی تدوین کرد. سپس یکی از دوستانش آن را به زبان اسپانیولی برگردانید که در 1604 با نام >روایات دون ژوان< به چاپ رسیده است (:6 ج 2، ص 820). در جریان جنگ‌های ایران و روسیه در عصر قاجار، میرزا ابوالحسن خان شیرازی معروف به ایلچی سفارت، از طرف دولت ایران به روسیه رفت و سرگذشت سفرش را در کتاب دلیل السفرا تدوین کرد. این کتاب را باید یکی از بهترین و جامع‌ترین کتب درباره اوضاع و آداب و رسوم مردم روسیه دانست (:16 یازده).

در ایران، بسیاری از اهل قلم پس از سفر حج به نگارش سفرنامه مکه پرداخته‌اند. فتوح الحرمین از محی‌الدین لاری (932ق.)؛ سفرنامه مکه از مشتری خراسانی (1264-1305)، مهتاج السعادت از حکیم غلام محمد دهلوی؛ سفرنامه حج میرزا علی خان امین الدوله (1260-1322ق.)؛ و در دوران معاصر خسی در میقات از جلال آل احمد از جمله این آثار است. از اوایل دوران مشروطه، برخی نویسندگان از سفرنامه برای بیان انتقادات خود از اوضاع سیاسی و اجتماعی بهره گرفتند که از آن میان می‌توان به مسالک المحسنین از عبدالرحیم طالبوف (1250-1328) و سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ از حاج زین‌العابدین مراغه‌ای اشاره کرد (:6 ج 2، ص 820-821). اثر اخیر در واقع اطلاعات جامعی درباره اوضاع ایران در اواخر قرن سیزدهم هجری به‌دست می‌دهد. کتاب مراغه‌ای را می‌توان نخستین رمان اصیل اجتماعی از نوع اروپایی در زبان فارسی و هجویه‌ای استادانه دانست که اصول قدیم ایران و اخلاق و عادات ناپسند ایرانیان را به‌صورت تابلوهای زنده و جاندار و بسیار دقیق مورد ایراد و انتقاد قرار داده است (:1 ج 1، ص 309-310).

شرایط کنونی. امروزه سفرنامه‌نویسی به‌عنوان شیوه مطلع ساختن مخاطبان از سرزمین‌ها و مردمان دیگر، جای خود را به گزارش‌های مصور و روزآمد تلویزیونی و اینترنتی داده است. به این ترتیب، اهمیت سفرنامه‌ها به‌واسطه آگاهی یافتن از تجربه شخصی مسافر است و از اثرگذاری اجتماعی آنها، آن‌گونه که در مورد سفرنامه‌های قدیمی تصور می‌شود، نیز کاسته شده است. در واقع سفرنامه‌نویسی به معنای کهن، در جهانی که از لحاظ ارتباطی دیری است به دهکده‌ای بدل شده است، کاری کم جاذبه می‌تواند باشد.

 

سفرنامه. سفرنامه‌ها گرچه از منابع جغرافیایی محسوب می‌شوند، اما حامل اطلاعات تاریخی درخصوص جوامع بشری هستند. برای سفرنامه‌ها گذشته از ارزش تاریخی، به‌عنوان آثاری که منشأ یا دست کم تسریع کننده تحولات اجتماعی و فرهنگی شده‌اند، نیز نقش قائل هستند. به آسانی می‌توان تصور کرد که اگر فناوری حمل و نقل، مسافرت را سهل و ساده نکرده بود؛ و فناوری ارتباطات، به‌ویژه سینما و تلویزیون، مشاهده سرزمین‌ها و مردمان دیگر را به تجربه‌ای روزمره و همگانی تبدیل نکرده بود، سفرنامه‌ها به‌عنوان تنها منبع اطلاعات دست اول از سرزمین‌ها و مردمان دیگر، اهمیت بسیاری داشتند. با این وجود، سفرنامه‌ها به انتقال تجربه‌های فردی مسافر مربوط می‌شود، و بیشتر کارکرد سرگذشتنامه خودنوشت را دارد.

سفرنامه‌ها را به سه گروه حقیقی، تمثیلی، و خیالی تقسیم می‌کنند. سفرنامه حقیقی، شرح و گزارش سفری است که به‌راستی در جهان خارج انجام گرفته است. تسکین یک روح آزمند به تعالی، یا اثبات و تبلیغ چنین سفری از فواید سفرنامه‌های تمثیلی است که از نمونه‌های آن می‌توان به ارداویراف نامه؛ مصباح الارواح از محمد بردسیری (قرن6)؛ و سیرالعباد الی‌المعاد اثر سنایی غزنوی (قرن 6) اشاره کرد (:2 22-24).

منظور از سفرنامه‌های خیالی آن است که نویسنده با استفاده از قوه وهم و خیال و با الهام از مشاهدات قبلی خویش به نگارش بپردازد. از نمونه‌های قابل ذکر سفرنامه‌های خیالی کتاب حاجی بابای اصفهانی اثر جیمز موریه و یا سیاحت‌نامه زین‌العابدین مراغه‌ای است. از سفرنامه‌های خیالی می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: الف) سفرنامه‌های فلسفی مانند حی بن یقظان اثر ابوعلی سینا؛ ب) سفرنامه‌های اخلاقی - مذهبی مانند >کمدی الهی <نوشته دانته یا سیاحت غرب اثر آقا نجفی قوچانی؛ ج) سفرنامه‌های اجتماعی - سیاسی مثل >سفرهای گالیور< اثر جاناتان سویفت انگلیسی (1667-1745) که با سبکی آمیخته با طنز و مطایبه از اوضاع زمانه انتقاد می‌کند؛ و د) سفرنامه‌های علمی - تخیلی مانند سفرنامه‌های ژول ورن و داستان‌های تخیلی او.

سابقه سفرنامه‌نویسی در جهان. برخی از کهن‌ترین گزارش‌های سفر متعلق به مصریان است که قدمت یکی از آنها به سده ششم پیش از میلاد می‌رسد، و آن سفرنامه کوسموس اسکندرانی است (حدود 548ق.م.) که گزارش سفرهایش به اتیوپی، هند غربی، و سیلان است (:6 ج 2، ص 817).

مگ استنس، سفیر سلوکوس اول در هند در 295 ق.م.، با نوشتن کتابی درباره هندوستان، دنیای یونان را به شگفتی واداشت. مورخ یونانی پولوبیوس (208-290 ق.م.) که تاکنون کسی در تاریخ‌نویسی با وسعت تحصیل و سفر و تجربه او پیدا نشده است، با افتخار از سفرهایی سخن می‌گوید که در جست‌وجوی اطلاعات و اسناد و حقایق جغرافیایی کرده است (:8 ج 2، ص 685-686). در میان نویسندگان رومی، هوراس (65 ق.م.-8م.) گزارشی از سفر خود به بروندیسیوم[1] ، شهری در ایتالیای کنونی، به یادگار گذاشته است. از دیگر گزارش‌های جالب، سفرهای گایوس سولینوس (سده سوم)، به بریتانیا و آسیاست. استرابون، جغرافی‌دان معروف یونانی، بسیاری از مطالبش را بر پایه دیده‌ها و سفرهای خود آورده است.

از کهن‌ترین سفرنامه‌های چینی‌ها باید از سفرنامه فا- هیان[2]  (حدود 399-414) در شرح سفرش به هند؛ و سفرنامه هوئن تسانگ، زائر چینی که در اواخر روزگار ساسانیان به سرزمین‌های همسایه ایران سفر کرده بود، یاد کرد (:6 ج ،2 ص 817-818). سرگذشت سفر سلیمان تاجر، قدیمی‌ترین وصف عربی از دیار چین است که 425 سال قبل از مارکوپولو نوشته شده است (:9 ج 4، ص 311). جووانی دو پیانو کارپینی[3]  در آوریل 1245 م. به دربار خان مغول در قرا قروم اعزام شد. مأموریت او توأم با کامیابی نبود، لکن پس از بازگشت به اروپا داستان سفر خویش را به‌رشته تحریر کشید. این مجموعه سلیس و دقیق، امروز در زمره کتاب‌های کلاسیک ادبی جغرافیا به‌شمار می‌رود (:9 ج 4، ص 336). مشهورترین سفرنامه‌نویس اروپایی را باید مارکوپولو بدانیم. وی در 1254 در ونیز به‌دنیا آمد. کتاب >شرح جهان <یا همان >سفرنامه مارکوپولو<، شرح سفر طولانی او به خاور دور و اقامت هفده ساله‌اش در چین است. پولو در هر نقطه، شرایط جغرافیایی، وضعیت و ثروت‌های طبیعی، راه‌ها، خلق و خوی مردم، آداب و سنن، و خلاصه آنچه را که مفید می‌دانست شرح می‌داد (:17 8، 13). وی در مسیر سفرش از فلسطین، ارمنستان، بین‌النهرین، خلیج فارس، ایران، بلخ، کاشغر، و ختن گذشت و دربازگشت از سوماترا (جنوب هند)، به ایران آمد و از راه قسطنطنیه به وطن بازگشت. قسمتی از راه سفر پولو همان راه قدیمی سیاح و مسافر معروف چینی هوئن تسانگ بود (:21 ج 1، ص 447).

در سده‌های شانزده و هفده، کاشفان و جهانگردان و حادثه‌جویان اروپایی خاور زمین را از نزدیک بررسی کردند و نتایج مشاهدات خود را به‌صورت سفرنامه برجای گذاشتند. برخی، این سفرها را دارای انگیزه‌های خبیثانه می‌دانند و می‌گویند این سفرها در پی اهداف استعماری صورت گرفته‌اند، زیرا در آنها مردم خاور زمین مورد تمسخر قرار گرفته و حقایق وارونه شده‌اند.

بسیاری از بهترین آثار منثور نهضت رمانتیک به‌صورت سفرنامه است. گزارش گوته از سفرش به ایتالیا (1786-)1788 پرخواننده‌تر از سایر رمان‌های اوست. >نامه‌های یک مسافر روسی< از نیکولای کارامزین (1766-1826) و >کشتی پالادای< از ایوان گانچاروف (1812-1890) از این قبیل آثارند (:6 ج 2، ص 818).

 

مآخذ :)1 آرین‌پور، یحیی. از صبا تا نیما. تهران: زوار، چاپ دوم ؛1376 2) آیتی، محمود. "سیری در سفرنامه‌های عصر قاجار". پایان‌نامه کارشناسی ارشد ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه شیراز، 1374؛ 3) "ابن بطوطه". دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 3، ص 126؛ )4 "ابن بطوطه". دایره‌المعارف فارسی ]مصاحب[. ج 1، ص 1031-1032؛ )5 ابن فضلان، احمدبن فضلان. سفرنامه. ترجمه ابوالفضل طباطبایی. تهران: شرق، 2535=1355؛ )6 برزگر، حسین. "سفرنامه". دانشنامه ادب فارسی (2): فرهنگنامه ادبی فارسی. ص 817-821؛ 7) جکسون، آبراهام والنتاین ویلیامز. سفرنامه جکسن: ایران در گذشته و حال. ترجمه منوچهر امیری و فریدون بدره‌ای. تهران: خوارزمی، چاپ اول 1352؛ 8) دورانت، ویلیام جیمز. تاریخ تمدن. ج  :2یونان باستان. ترجمه امیرحسین آریان‌پور، فتح‌الله مجتبایی و هوشنگ پیرنظر. تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ؛1365 )9 همو. تاریخ تمدن، ج  :4عصر ایمان. ترجمه ابوطالب صارمی، ابوالقاسم پاینده و ابوالقاسم طاهری. تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1366؛ 10) دهخدا، علی‌اکبر. شرح حال نابغه شهیر ایران ابوریحان بیرونی. تهران: کتابخانه طهوری، 1324، چاپ دوم 1352؛ 11) زیدان، جرجی. تاریخ تمدن اسلام. ترجمه علی جواهر کلام. تهران: امیرکبیر، 2536=1356؛ )12 ستوده، غلامرضا. مرجع‌شناسی و روش تحقیق در ادبیات فارسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1371؛ )13 سفرنامه کنت دوگوبینو: سه سال در آسیا. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی. تهران: کتاب سرا، 1367؛ )14 سفرنامه مادام دیولافوا: ایران و کلده. ترجمه بهرام فره‌وشی. تهران: قصه‌پرداز، 1378؛ )15 صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، چاپ چهارم 1366؛ )16 علوی شیرازی، محمدهادی. سفرنامه میرزا ابوالحسن خان شیرازی ایلچی به روسیه، دلیل‌السفرا. ترجمه محمد گلبن. تهران: دنیای کتاب، 1363؛ )17 مارکوپولو. سفرنامه مارکوپولو معروف به ایل میلیونه. ترجمه منصور سجادی و آنجلا دی جوانی رومانو. تهران: گویش، 1363؛ 18) معین، محمد. فرهنگ فارسی. ج 5، ذیل "عطاملک"؛ 19) ناصرخسرو. سفرنامه. ترجمه محمد دبیر سیاقی. تهران: زوار، چاپ سوم 1369؛ 20) نوربخش، مسعود. مسافران تاریخ: مروری بر تاریخچه سفر و سیاحت‌گری در ایران. تهران: جیران، 1364؛ )21 نهرو، جواهرلعل. نگاهی به تاریخ جهان. ترجمه محمود تفضلی. تهران: امیرکبیر، 1338، چاپ هفتم .1361

                پگاه خدیش

 

 

  
نویسنده : سیدمحمدحسین مرعشی Seyed Mohammad Hossein Marashi ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها : سفرنامه ها