عناصر فهرست‌نویسی نسخه‌های خطی و تعاریف آن

 

 

عناصر فهرست‌نویسی نسخه‌های خطی و تعاریف آن

 

 

1. عنوان اصلی نسخه:

عنوان اصلی یا نام کتاب، عنوانی است که مؤلف آن را بر اثر اطلاق کرده باشد.

 

2. عنوان مشهور یا دیگر:

 

سوای از عنوان اصلی بوده و همان‌گونه که از نامش پیداست عنوانی است که اثر به آن نام نیز شهرت دارد.

 

3. موضوع نسخه:

موضوعاتی که نسخه درباره آنها بحث می‌کند در این قسمت قرار می‌گیرد و برای موضوعات باید سعی کرد اصطلاح مرسوم و متناسب قدیمی را درباره اثر بکار برد. به ‌هیچ وجه متناسب نیست که آثار قدیمی با اصطلاحات جدید شناسانده شود. مثلاً در مورد کتب مربوط به جغرافیا اصطلاح مسالک و ممالک را باید بکار برد.

 

4. شرح کلی کتاب:

 

بیان چکیده و مختصری از محتوای نسخه. بعنوان نمونه: نسخه‌ای با عنوان نسب‌نامه: (موضوع نسخه: تاریخ) (شرح کلی کتاب: شرح حال تبار و خاندان شاهان صفوی در ایران است)

 

5. استناد کتاب شناختی:

ارجاعات و راهنمایی به سایر منابع که اطلاعات نسخه در آنها نیز ذکر شده برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر.

 

6. مؤلف:

 

پدید آورنده یا مؤلف فردی است که نسخه را تألیف کرده باشد. معرفی تفضیلی مؤلف شامل اطلاعات لازم و مفید درباره: لقب، نام و احیاناً نام پدر و اجداد، شهرت، تاریخ تولد و وفات و...

 

7. مترجم:

شخصی که کتاب را به زبان فارسی ترجمه کرده باشد.

 

8. شارح:

 

شخصی که کتاب را شرح داده باشد.

 

 

9. محشی:

نام فردی است که حاشیه‌نویسی نسخه را انجام داده است.

 

10. حاشیه نسخه:

 

حاشیه در اصطلاح نسخه‌شناسان عبارت است از: مطالب وابسته به عباراتِ متن کتاب، مندرج در قسمت‌های کناره‌های سه‌گانه صفحات نسخه به‌طوری که تمام زمینه‌ی کناره‌ها را شامل نگردد. لذا برخلاف تصور برخی با هامش فرق آشکار دارد زیرا که هامش عبارت است از: نگارش رساله یا کتاب مستقل در تمام زمینه‌ی کناره‌های کتاب خطی به‌گونه‌ای که دنباله مطالب هر صفحه در هامش صفحه‌ دیگر آمده باشد. فهرست‌نگاران در ذکر اطلاعات نسخه به چندین نکته اشاره می‌نمایند: 1. ذکر نوع و اقسام حواشی مختصر یا مفصل اعم از توصیفی، تشریحی، لغوی، تفسیری، ادبی و... 2. بیان مقدار حواشی: اکثر اوراق، بعضی اوراق و... 3. زمان نگارش و کتابت حواشی.

 

11. نوع نسخه:

بیاض:

 

نسخه یا نسخه‌هائی که از طرف عرض باز می‌شود و از حیث مطالب نیز مجموعه‌وار است. بدین معنی که در اشعار و ادعیه و نوشته‌های پراکنده و متفرقه ضبط شده باشد.

جنگ:

مجموعه‌ای است از آثار پراکنده و متفرق و معمولاً بی‌ارتباط با هم که بعضی مفصل و احیاناً مختصر است. جنگ در لغت به معنی کشتی و به همین ملاحظه است که سفینه هم در تسمیه بعضی از کتب بکار رفته است، مانند سفینه سلیمانی. سفینه هم بجای جنگ استعمال شده است.

مجموعه:

یعنی چند اثر در یک نسخه تحریر شده باشد به‌گونه‌ای که آثار با هم ارتباط موضوعی داشته باشند. مثل آنکه دیوان حافظ و دیوان سلمان و رساله‌ای به نثر در یک نسخه جمع شده باشد. ممکن است که سراسر مجموعه به خط یک شخص باشد و ممکن است به چند خط مختلف باشد. ممکن است که در مجموعه چند اثر که بکلی در زمان‌های مختلف کتابت شده است براثر هم اندازه بودن در یک مجلد صحافی شده باشد.

مسوده (سواد):

مجموعه یادداشت‌های یک نویسنده است که جنبه چرکنویس دارد.

معمولی:

نسخه معمولی آن است که یک کتاب در یک نسخه باشد، مثل قرآن یا گلستان سعدی یا دیوان حافظ یا کلیله و دمنه که در یک مجلد (بین الدفعتین) کتابت شده باشد.

 

12. تقسیمات نسخه:

 

کلیات تقسیم‌بندی مندرجات تألیف طبق نظر مؤلف با ذکر عنوان هر مبحث نقل می‌شود به بیانی فهرست مندرجات، ابواب و فصول و خاتمه ارائه می‌گردد.

 

13. تاریخ تألیف:

سالی است که نسخه تألیف شده است (هجری قمری و شمسی)

 

14. محل تألیف:

 

شهری که نسخه در آنجا تألیف شده باشد.

 

 

 

15. مهدی الیه:

کسی که کتاب به نام او تألیف و به او هدیه شده است.

 

16. افتادگی و نقص‌های نسخه:

 

از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره داشت که:

* کامل است

* از اول ناقص است

* از آخر ناقص است

* اوراق میانی ناقص است و...

 

17. آفات و آسیب‌ها:

وضعیت فیزیکی نسخه شامل: پوسیدگی، موش‌خوردگی، پارگی، رطوبت، کپک‌زدگی، ساییدگی، موریانه‌زدگی، اسیدی‌، شکنندگی، و... را شامل می‌شود.

 

18. آغاز:

 

چند سطر آغاز متن نسخه را شامل می‌شود.

 

19. انجام:

 

چند سطر آغاز متن نسخه را شامل می‌شود.

 

20. نوع خط متن:

 

از مهمترین نکات کهنسال نسخه‌شناسی که از قدیم الایام مورد توجه کتابشناسان قرار داشته،نوع خط دست ‌نوشته‌هاومخطوطات بوده است که بنابر همین اهمیت، مورد مداقّه‌ی فهرست‌نگاران معاصر قرار گرفته و سرلوحه مباحث نسخه‌شناسی کتب خطی است.

انواع خطوط اصلی موجود در آثار و کتب خطی رایج در ممالک اسلامی بر اساس تاریخ مدوّن خط و خطاطی در تمدن اسلامی عبارتند از: کوفی، نسخ، ثلث، محقق، ریحان، رقاع، توقیع، تعلیق، شکسته تعلیق، نستعلیق، شکسته نستعلیق و سیاق.

 

 

کوفی:

 

نخستین خطی که در تمدن اسلامی، در میان نسخه‌نویسان رایج شد خط کوفی است که در نخستین دوره نسخه‌نویسی در تمدن اسلامی در کتابت مُصْحَف و دیگر نگارش‌های عربی به‌کار می‌رفت، بصورتی‌ که هیچگونه اعجام و اعرابی نداشت.

کوفی کهن:

 

قلم کوفی دوره نخست را که عاری از اعجام و اعراب است در عرف نسخه‌شناسان کوفی کهن می‌نامند.

کوفی متحول:

 

به مرور ایام در نگارش آیات قرآن از مرکب سیاه و نیز اعجام و اعراب با رنگ‌های مختلف گیاهی و غیر مانند: شنگرف، زعفران، سیلو و زنگار مشخص می‌کردند که این شیوه را نسخه‌شناسان کوفی متحول می‌خوانند.

کوفی شرقی:

 

باریکتر از خط کوفی کتابت می‌شده و در باریکی به خط ریحان نزدیک است.

کوفی ترکستان:

 

این شیوه به خط نسخ نزدیکتر است و یک خصیصه آشکار آن شباهت هیأت عمودی حروف است به میخ، گویا که از خط میخی متأثر شده است.

 

 

نسخ:

 

بی‌شک شایع‌ترین خط در نسخه‌نویسی که بتدریج از قرن 4 هجری مورد توجه بیشتر قرار گرفت، خط نسخ بوده است. این خط به جهت سهولت در نوشتن مقبولیت زیادی یافت و ناسخ سایر خطوط گردید. (از همین‌رو به خط نسخ شهرت یافته است). دو شیوه در کتابت خط نسخ معمول بوده است:

شیوه کهن:

/ 0 نظر / 185 بازدید