چاپ‌ و چاپخانه

 

چاپ‌ و چاپخانه (1) ، صنعت‌ تکثیر نوشته‌ها و تصاویر بر روی‌ کاغذ، که‌ با اختراع‌ دستگاه‌ چاپ‌ توسط‌ گوتنبرگ، در 1436/840، تحولی‌ بزرگ‌ یافت‌. این‌ مقاله‌ در باره مباحث‌ کلی‌، چاپ‌ و چاپخانه‌ در ایران‌ و چاپ‌ و چاپخانه‌ در جهان‌ عرب‌ است‌.

1) کلیات‌. فن‌ چاپ‌، همچون‌ کاغذسازی‌، از ابداعات‌ چینیان‌ است‌ (برای‌ گاه‌شماری‌ تحولات‌ فن‌ چاپ‌ و کاغذسازی‌ از ابتدا تا 906/ 1500 رجوع کنید به شعبان‌ عبدالعزیز خلیفه‌، ص‌ 157ـ191). اما چاپ‌ رایج‌ در شرق‌ دور، هم‌ به‌ لحاظ‌ شیوه‌ و هم‌ به‌لحاظ‌ هدف‌، تفاوتی‌ عمده‌ با چاپ‌ در دوره جدید داشت‌. چاپ‌ آسیایی‌، اغلب‌، باسمه‌ای‌ بود و با الواح‌ چوبی‌ یا فلزی‌ انجام‌ می‌شد، نه‌ با حروف‌ متحرک‌. هدف‌ از آن‌ نیز، بیشتر، تکثیر تصاویر یا متون‌ مقدّس‌ و جادویی‌ بود، نه‌ انتشار علم‌ به‌ معنای‌ عام‌ (بورستین‌، ص‌ 36؛ در باره تحولات‌ چاپ‌ باسمه‌ای‌ و دیگر انواع‌ چاپ‌ برجسته‌ رجوع کنید به دوما، ج‌ 2، ص‌ 868ـ885، ج‌ 3، ص‌ 958ـ964؛ نیز رجوع کنید به باسمه‌*). با این‌ وصف‌، حروف‌ متحرک‌ نیز اختراع‌ چینیان‌ است‌. گونه‌ای‌ ابتدایی‌ از این‌ حروف‌ چاپی‌ نخستین‌ بار در دوره چینگ‌لی‌ (433ـ440/ 1041ـ 1048) به‌وسیله صنعتگری‌ به‌نام‌ پی‌شنگ‌ ساخته‌ شد، اما دشواری‌ تهیه‌ و استفاده‌ از بیش‌ از سی‌هزار نشانه چاپی‌ برای‌ زبان‌ بدون‌ الفبای‌ چینی‌، مانع‌ رواج‌ این‌ شیوه‌ شد (بورستین‌، ص‌40؛ مرکلی، ص‌ 5؛ برای‌ اطلاع‌ از ابتکارات‌ چاپچیهای‌ کره‌ای‌ در چاپ‌ باسمه‌ای‌ و حروفی‌ تا پیش‌ از گوتنبرگ‌ رجوع کنید به استیپچویچ‌، قسم‌ 2، ص‌ 17ـ23؛ بورستین‌، ص‌ 41ـ42). چاپ‌ در خاور دور پیش‌ از آنکه‌ به‌ خدمت‌ علم‌ درآید، در زندگی‌ روزانه مردم‌ به‌کار می‌رفت‌. چاپ‌ روی‌ منسوجات‌ و چاپ‌ کارتهای‌ بازی‌ سنّتهایی‌ دیرینه‌ دارد. همچنین‌ چاپ‌ اسکناسهای‌ چرمی‌ و کاغذی‌ سالها در میان‌ چینیان‌ و پس‌ از آن‌ مغولان‌ رایج‌ بود. در اواخر قرن‌ چهارم‌/ اوایل‌ قرن‌ یازدهم‌ تشکیلاتی‌ گسترده‌ در چین‌ برای‌ چاپ‌ پول‌ کاغذی‌ فعال‌ بود که‌ سالانه‌ چهار میلیون‌ قطعه‌ اسکناس‌ منتشر می‌ساخت‌ (بورستین‌، ص‌ 38ـ40؛ در باره تلاش‌ برای‌ چاپ‌ پول‌ کاغذی‌ در ایران‌ عصر ایلخانی‌ رجوع کنید به چاو*).

مسلمانان‌، سالها پیش‌ از اختراع‌ دستگاه‌ گوتنبرگ‌، از طریق‌ ارتباط‌ با شرق‌ از مصارف‌ گوناگون‌ این‌ صنعت‌ آگاهی‌ یافتند (رجوع کنید به سامرائی‌، ص‌ 49؛ کالدی‌ ـ ناگی‌ ، ص‌ 201). مسلمانان‌ در اواخر سده سوم‌ در مشرق‌ اسلامی‌ و اندلس‌ به‌ شیوه چینیان‌ کتابهایی‌ چاپ‌ می‌کردند. بیش‌ از پنجاه‌ سند کشف‌ شده‌ در نزدیکی‌ فیوم‌ مصر، متعلق‌ به‌ سالهای‌ 278 تا 751، با قالبهای‌ چوبی‌ بر روی‌ پوست‌، کاغذ و پارچه‌ چاپ‌ شده‌اند (رجوع کنید به استیپچویچ‌، قسم‌ 1، ص‌ 249ـ250؛ سامرائی‌، همانجا). به‌رغم‌ این‌ شواهد، گاه‌ مسلمانان‌ مانعی‌ در برابر انتقال‌ فن‌ چاپ‌ از خاور دور به‌ اروپا دانسته‌ شده‌اند (کارتر، ص‌ 213؛ قس‌ سامرائی‌، ص‌ 48ـ51 که‌ گسترش‌ صنعت‌ کاغذسازی‌ و چاپ‌ باسمه‌ای‌ در مغرب‌ اسلامی‌ را زمینه‌ساز دستیابی‌ اروپاییان‌ به‌ صنعت‌ چاپ‌ می‌داند). اما ظاهراً اکراه‌ مسلمانان‌ از به‌کارگیری‌ فن‌ چاپ‌، که‌ در این‌ دوره‌ فقط‌ با الواح‌ چوبی‌ ممکن‌ بود، بیش‌ از آنکه‌ دلیلی‌ دینی‌ داشته‌ باشد، دلایل‌ فنی‌ و هنری‌ داشته‌ است‌. پیشرفت‌ مسلمانان‌ در هنر خوشنویسی‌ و کتاب‌آرایی‌ چندان‌ چشمگیر بود که‌ تا مدتها کتابهای‌ ساده چاپی‌ نمی‌توانست‌ در بازارهای‌ اسلامی‌ جایی‌ باز کند (رجوع کنید به سامرائی‌، ص‌ 49؛ برای‌ نمونه‌ای‌ از مقاومت‌ نساخان‌ در برابر ترویج‌ چاپ‌ رجوع کنید به خلیل‌ صابات‌، ص‌ 299).
دومین‌ تحول‌ بزرگ‌ در تاریخ‌ چاپ‌ هنگامی‌ رخ‌ داد که‌ گوتنبرگ‌ در خلال‌ سالهای‌ 1436 تا 1444/ 840 تا 848 قالب‌ حروف‌ یا ماتریس‌ را اختراع‌ کرد و با استفاده‌ از حروف‌ فلزی‌ متحرک‌ شیوه نوین‌ چاپ‌ را پدید آورد. او نخست‌ برای‌ هر یک‌ از حروف‌، حرکتها و نشانه‌های‌ سجاوندی‌، یک‌ سنبه نشانی‌ از فلز سخت‌ ساخت‌. بعد سنبه‌ را در فلزی‌ نرم‌تر کوبید تا قالبی‌ برای‌ ریختن‌ قطعاتی‌ مشابه‌ همان‌ حرف‌ پدید آید. جنس‌ این‌ حروف‌، همبسته‌ای‌ (آلیاژی‌) از سرب‌، آنتیموان‌ و قلع‌ بود (برای‌ آگاهی‌ از شیوه کار دستگاه‌ گوتنبرگ‌ و تصاویری‌ از حروف‌ و ماشین‌ چاپ‌ او رجوع کنید به مرکلی‌، ص‌ 5؛ در باره حروفچینی‌ دستی‌ رجوع کنید به معصومی‌ همدانی‌، 1359 ش‌ الف‌ ، ص‌ 13ـ15؛ در باره حروفچینی‌ ماشینی‌ و دستگاههای‌ لاینوتایپ‌ و مونوتایپ‌ رجوع کنید به همو، 1359 ش‌ ب‌ ، ص‌ 52 ـ54). نزدیک‌ به‌ چهل‌ سال‌ بعد مسلمانان‌ از این‌ اختراع‌ آگاهی‌ یافتند و احتمالاً به‌ آزمودن‌ و به‌کار بستن‌ آن‌ تمایل‌ داشتند، چرا که‌ سلطان‌ عثمانی‌ بایزید دوم‌ در 890، از بیم‌ تحریف‌ کتابهای‌ دینی‌، رعایای‌ خود را از چاپ‌ کتاب‌ با حروف‌ عربی‌ برحذر داشت‌ و پسر او سلطان‌سلیم‌ در 921 لازم‌ دید فرمان‌ پدر را تجدید کند. البته‌ باب‌ عالی‌*در این‌ فرمانها یهودیان‌ را مستثنا کرده‌ بود (رجوع کنید به شیخو، ص‌ 17ـ 18؛ خلیل‌ صابات‌، ص‌ 21ـ22). گوتنبرگ‌ در طراحی‌ حروف‌ و صفحه‌آرایی کتابهای چاپی خود از اسلوب‌ صومعه‌ها در تهیه نسخه‌های‌ خطی‌ نفیس‌ پیروی‌ کرد (مرکلی‌، ص‌ 5). نخستین‌ کتابی‌ که‌ او چاپ‌ کرد انجیلی‌ بود با حروف‌ گوتیک‌، اما بعداً تنوع‌ قلمهای‌ حروف‌ کارگاهِ وی‌ تقریباً به‌ سیصد نوع‌ رسید. اومانیستهای‌ ایتالیایی‌ آن‌ روزگار معتقد بودند که‌ حروف‌ خط‌ گوتیگ‌ از دور تار و محو به‌نظر می‌رسد و از نزدیک‌ چشم‌ را خسته‌ می‌کند؛ ازاین‌رو کوشیدند تا با الهام‌ از کتیبه‌های‌ رم‌ باستان‌، حروفی‌ ساده‌تر و زیباتر پدید آورند (رجوع کنید به در باره این‌ کوششها و نتایج‌ آن‌ رجوع کنید به دروئه‌، ص‌ 11ـ12).

اندک‌ زمانی‌ بعد از اختراع‌ گوتنبرگ‌، نخستین‌ حروف‌ متحرک‌ سربی‌ برای‌ زبانهای‌ شرقی‌ نیز ساخته‌ شد. در 860/1455 تورات‌ به‌ زبان‌ عبری‌ به‌ طبع‌ رسید و در 920/1514 کتاب‌ صَلاه السَّواعی‌ به‌عربی‌ چاپ‌ شد (شیخو، ص‌ 9). تهیه حروف‌ متحرک‌ کاری‌ بسیار پرهزینه‌ بود، اما فعالیتهای‌ تبشیری‌ و تبلیغی‌ آبای‌ کلیسا انگیزه‌ای‌ قوی‌ برای‌ صرف‌ این‌ هزینه‌ بود. همه چاپخانه‌های‌ اروپایی‌ که‌ دارای‌ حروف‌ عربی‌ بودند عهد جدید یا بخشهایی‌ از آن‌ را به‌ عربی‌ ترجمه‌ و چاپ‌ کردند. برای‌ نمونه‌، چاپخانه مدیچی‌ در 1000/1591 چهار هزار نسخه‌ از ترجمه عربی‌ عهد جدید به‌طبع‌ رساند که‌ این‌ شمارگان‌ در آن‌ زمان‌ چشمگیر بود (رجوع کنید به سامرائی‌، ص‌ 55 ـ56). چند سال‌ پیشتر، در 992/1584 نخستین‌ کتاب‌ علمی‌ به‌ زبان‌ عربی‌ طبع‌ شده‌ بود. این‌ کتاب‌ البستان‌ فی‌ عجائب‌ الارض‌ و البلدان‌، اثر سَلامِش‌بن‌ کندغدی‌/ کُنْدُکْجی‌ صالحی‌، بود (شیخو، ص‌10؛ قس‌ سامرائی‌، ص‌ 56، که‌ کتاب‌ را از ابوالعباس‌ احمدبن‌ خلیل‌ صالحی‌ می‌داند). حروف‌ به‌ کار رفته‌ در این‌ چاپها در مقایسه‌ با نسخه‌های‌ خطی‌ نفیس‌ مسلمانان‌ چندان‌ جذابیتی‌ نداشت‌. برای‌ نمونه‌، کتاب‌ قانون‌ ابن‌سینا، چاپ‌ 1002/1593 مطبعه مدیچی‌، یک‌ دهم‌ نسخه خطی‌ این‌ اثر قیمت‌ داشت‌ ولی‌ طلاب‌ مسلمان‌ حاضر به‌ خریداری‌ آن‌ نبودند (رجوع کنید به قدوره‌، ص‌ 117).
شیوه چاپ‌ سنگی‌ یا لیتوگرافی‌ روش‌ کم‌هزینه‌ای‌ بود که‌ نخستین‌ بار در 1211/1796 زنه‌فلدر، نمایشنامه‌نویس‌ مونیخی‌، تصادفاً به‌ آن‌ دست‌ یافت‌ و در 1233/1817 آن‌ را به‌ کمال‌ رساند. در این‌ روش‌، بخشهای‌ چاپی‌ و غیرچاپی‌، هر دو، به‌ صورت‌ هم‌سطح‌ بر روی‌ سنگ‌ لیتو یا سنگ‌ چاپ‌ قرار دارد و مرز میان‌ آن‌ مرزی‌ شیمیایی‌ است‌. بخشهای‌ چاپی‌ لوحه‌، آب‌ را دفع‌ و مرکّب‌ را جذب‌ می‌کند و بخشهای‌ غیرچاپی‌، به‌عکس‌، آب‌ را جذب‌ و مرکّب‌ را دفع‌ می‌کند. در دستگاه‌ چاپ‌ زنه‌فلدر، صفحه کاغذ با سنگ‌ آغشته‌ به‌ مرکّب‌ تماس‌ پیدا می‌کرد و از پشت‌ فشرده‌ می‌شد. در 1268/1851، گئورگ‌ زیگل‌ نخستین‌ دستگاه‌ چاپ‌ سنگی‌ چندرنگ‌ را به‌کار انداخت‌. گام‌ بعد در تکمیل‌ چاپ‌ سنگی‌، ابداع‌ لوحه‌های‌ فلزی‌ به‌جای‌ سنگهای‌ گران‌وزن‌ به‌ وسیله آیرا ریوبل‌ امریکایی‌ و همکارش‌ در 1904/1322 بود. این‌ لوحه‌های‌ فلزی‌، که‌ حامل‌ نقش‌ و تصویر بود، به‌ مرکّب‌ آغشته‌ می‌شد. سپس‌ رطوبت‌ موجود، مرکّب‌ اضافی‌ را دفع‌ می‌کرد و تصویر برجای‌ مانده‌ به‌ نوردی‌ پوشیده‌ از لاستیک‌ منتقل‌ می‌شد و سرانجام‌ این‌ نقش‌ به‌ صفحه کاغذ انتقال‌ می‌یافت‌. این‌ شیوه غیرمستقیم‌ چاپ‌، افست‌ نامیده‌ شد (دوما، ج‌ 3، ص‌ 971ـ972؛ مرکلی‌، ص‌ 7).

چاپ‌ سنگی‌ کمتر از سی‌ سال‌ پس‌ از ابداع‌، به‌ سرزمینهای‌ اسلامی‌ راه‌ یافت‌ و به‌ زودی‌ بر چاپ‌ حروفی‌ برتری‌ پیدا کرد، چرا که‌ با این‌ روش‌ می‌شد سنّت‌ دیرینه خوشنویسی‌ و حتی‌ کتاب‌آرایی‌ اسلامی‌ را تداوم‌ بخشید. کتابهای‌ چاپ‌ سنگی‌ دوره‌های‌ اولیه پیدایش‌ این‌ صنعت‌ به‌ تقلید از نسخه‌های‌ خطی‌، خوشنویسی‌ شده‌ و آراسته‌ است‌ (برای‌ نمونه‌هایی‌ از تزیینات‌ چاپهای‌ سنگی‌ دوره قاجار رجوع کنید به هاشمی‌ دهکردی‌، ص‌ 94ـ105).
منابع‌: الکساندر استیپچویچ‌، تاریخ‌ الکتاب‌، ترجمه محمد م‌. ارناؤوط‌، کویت‌ 1413/1993؛ دانیل‌جی‌ بورستین‌، «فن‌ چاپ‌ پیش‌ از گوتنبرگ‌»، ترجمه حسین‌ معصومی‌ همدانی‌، نشر دانش‌، سال‌ 7، ش‌ 2 (بهمن‌ و اسفند 1365)؛ خلیل‌ صابات‌، تاریخ‌ الطباعه فی‌ الشرق‌ العربی‌، [ قاهره‌ ? 1958]؛روژه‌ دروئه‌، «خوشنویسی‌ و طراحی‌ حروف‌ چاپی‌ در اروپا»، ترجمه مسعود سپهر، پیام‌ یونسکو، ش‌ 218 (مرداد 1367)؛ موریس‌ دوما، تاریخ‌ صنعت‌ و اختراع‌ ، ترجمه عبداللّه‌ ارگانی‌، تهران‌ 1378 ش‌؛ قاسم‌ سامرائی‌، «الطباعه العربیه فی‌ اوروبا»، در ندوه تاریخ‌ الطباعه العربیه حتی‌ انتهاء القرن‌ التاسع‌ عشر: 28ـ29 جمادی‌الاولی‌ 1416 ه = 22ـ23 اکتوبر/ تشرین‌ الاول‌ 1995 م‌ ، ابوظبی‌: منشورات‌ المجمع‌ الثقافی‌، 1996؛ شعبان‌ عبدالعزیز خلیفه‌، الببلیوجرافیا، او، علم‌الکتاب‌: دراسه فی‌ اصول‌ النظریه الببلیوجرافیه و تطبیقاتها، قاهره‌ 1417/1997؛ لویس‌ شیخو، تاریخ‌ فن‌ الطباعه فی‌المشرق‌ ، بیروت‌ 1995؛ وحید قدوره‌، «اوائل‌ المطبوعات‌ العربیه فی‌ ترکیا و بلادالشام‌»، در ندوه تاریخ‌ الطباعه العربیه ، همان‌؛ ورنر مرکلی‌، «از حروف‌ متحرک‌ تا ریزتراشه‌: رویدادهای‌ مهم‌ در تاریخ‌ چاپ‌»، ترجمه کاوه‌ بیات‌، پیام‌ یونسکو ، ش‌ 218 (مرداد 1367)؛ حسین‌ معصومی‌ همدانی‌، «حروف‌چینی‌ دستی‌»، نشر دانش‌ ، سال‌ 1، ش‌ 1 (آذر و دی‌ 1359 الف‌ )؛ همو، «حروف‌چینی‌ ماشینی‌»، همان‌، سال‌ 1، ش‌ 2 (بهمن‌ و اسفند 1359 ب‌ )؛ حسن‌ هاشمی‌ دهکردی‌، «چاپ‌ سنگی‌، حیات‌ تازه‌ای‌ در کتابت‌»، فصلنامه هنر ، ش‌ 7 (زمستان‌ 1363)؛

Thomas F. Carter, "Islam as a barrier toprinting", The Moslem world , XXXIII (1943); GY. Kaldy-Nagy, "Beginnings of theArabic - letter printing in the Muslim world", in The Muslim East: studies inhonour of Julius Germanus , Budapest: Lorand Eotvos University, 1974.
/ سیداحمد هاشمی‌ /

2) در ایران‌. در باب‌ آغاز چاپ‌ در ایران‌ اتفاق‌نظر قطعی‌ نیست‌. عده‌ای‌ آغاز چاپ‌ در ایران‌ را در عصر ایلخانیان‌ (ح 654ـ 750) دنبال‌ کرده‌اند؛ برخی‌ احتمال‌ داده‌اند که‌ یهودیان‌ فارسی ‌زبان‌ پیش‌ از سایر گروههای‌ فارسی‌زبان‌ به‌ اهمیت‌ چاپ‌ کتاب‌ پی‌برده‌ باشند، زیرا ترجمه‌ای‌ فارسی‌ از تورات‌ را به‌ خط‌ عبری‌ در 953/1546 در استانبول‌ چاپ‌ کرده‌اند (رجوع کنید به نفیسی‌، 1337 ش‌، ص‌ 232). در 1049/1639 سه‌ کتاب‌ به‌ زبان‌ و خط‌ فارسی‌ از سوی‌ هیئتهای‌ تبلیغی‌ مسیحی‌ و در باب‌ تبلیغ‌ مسیحیت‌ در لیدن‌ هلند به‌ چاپ‌ رسیده‌ و چاپخانه‌ای‌ که‌ این‌ کتابها در آن‌ چاپ‌ شده‌، ظاهراً نخستین‌ چاپخانه فارسی‌ در جهان‌ است‌ (پروین‌، ج‌ 1، ص‌ 19، به‌ نقل‌ از آربری‌؛ نیز رجوع کنید به تبشیر*).
بر اساس‌ مدارک‌ موجود، نخستین‌ کتابی‌ که‌ در خود ایران‌ چاپ‌ شده‌، زبور داوود یا ساغموس‌ است‌ که‌ در 1047/1638 به‌ زبان‌ و خط‌ ارمنی‌ در 572 صفحه‌ در جلفای‌ اصفهان‌ و به‌ دست‌ کشیشان‌ ارمنی‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌ (میناسیان‌، ص244؛ نیز رجوع کنید به جلفا *). اینکه‌ ارمنیان‌، پیش‌ از دیگر گروههای‌ قومی‌ ـ زبانی‌ ساکن‌ ایران‌ توانسته‌اند در ایران‌ چاپخانه‌ای‌ از آن‌ خود تأسیس‌ کنند و آزادانه‌ به‌ چاپ‌ و نشر منابع‌ مسیحی‌ بپردازند و در میان‌ اقوام‌ جهان‌ مقام‌ پانزدهم‌ را از حیث‌ قدمت‌ چاپ‌ احراز کنند، دلایل‌ بسیاری‌ دارد که‌ مهم‌ترین‌ آن‌، محیط‌ آزاد و تشویق‌آمیزی‌ بود که‌ به‌ویژه‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ صفوی‌ (حک: 996ـ 1038) و فرمانروایان‌ دیگر این‌ سلسله‌ برای‌ آنها ایجاد کرده‌ بودند (میناسیان‌، ص‌ 242؛ فلسفی‌، ج‌ 3، ص‌ 206ـ209؛ مولانا، ص‌ 28). ارمنیان‌ حدود سی‌ سال‌ پس‌ از کوچ‌ به‌ جلفای‌ اصفهان‌، احتمالاً در دهه 1020 /1610 «بصمه‌خانه‌»ای‌ در این‌ شهر دایر و چاپ‌ کتاب‌ را آغاز کردند (رجوع کنید به باسمه‌ *؛ ارامنه‌ *). بر اساس‌ مطالعات‌ لئون‌ میناسیان‌ درخصوص‌ تاریخ‌ ارمنیان‌ ساکن‌ ایران‌، خاچاطور، خلیفه ارمنیان‌، به‌ توسعه چاپخانه‌ بسیار علاقه‌مند بوده‌ و در 1049/1639 راهبی‌ را به‌ نام‌ هُوانِس‌ وارداپِتْ برای‌ آموختن‌ فن‌ چاپ‌ به‌ اروپا فرستاده‌ است‌ (رجوع کنید به ص‌ 243ـ 245؛ برای‌ روایت‌ اندکی‌ متفاوت‌تر رجوع کنید به درِهوهانیان‌، ص‌ 402). هوانس‌ هفت‌ سال‌ در اروپا تعلیم‌ دید و همراه‌ خود یک‌ دستگاه‌ چاپ‌ و حروف‌ جدید به‌ ایران‌ آورد و در 1057/ 1647 موفق‌ شد کتابی‌ را در جلفای‌ اصفهان‌ به‌ چاپ‌ برساند. او سه‌ سال‌ بعد چاپ‌ عهدین‌ را آغاز کرد، اما به‌ اتمام‌ آن‌ توفیق‌ نیافت‌ و به‌ عللی‌ که‌ به‌ دقت‌ شناخته‌ شده‌ نیست‌، چاپخانه‌ سی‌ سال‌ تعطیل‌ ماند (رجوع کنید به میناسیان‌، ص‌ 245).

براساس‌ اشاره‌های‌ سیاحان‌ خارجی‌، به‌ویژه‌ شاردن‌، شماری‌ از ایرانیان‌ در عصر صفویه‌ از کار چاپ‌ و چاپخانه‌ آگاهی‌ داشته‌ و به‌ ورود آن‌ به‌ ایران‌ شایق‌ بوده‌اند. شاردن‌ در سفرنامه‌اش‌ می‌گوید که‌ دربار ایران‌ بارها به‌ او پیشنهاد کرده‌ است‌ چاپخانه‌ای‌ به‌ ایران‌ بیاورد و در اصفهان‌ نصب‌ کند. او می‌افزاید اگر شاه‌ عباس‌ [دوم‌] زنده‌ بود، این‌ کار به‌ آسانی‌ تحقق‌ می‌یافت‌، اما جانشینان‌ او دربند این‌ امور نیستند و هر چه‌ دانشمندان‌ و خیراندیشان‌ تشویق‌ می‌کنند، فایده‌ نمی‌بخشد (رجوع کنید به ج‌ 4، ص‌ 274، 283).
ویلم‌ فلور هم‌ به‌ ملاقات‌ هیئت‌ مبلّغان‌ مسیحی‌ کَرْمِلی‌ با شاه‌ عباس‌ و صحبتهای‌ آنها در باره دستگاههای‌ چاپ‌ اشاره‌ کرده‌ است‌. ظاهراً شاه‌ از آنها خواسته‌ است‌ دستگاه‌ چاپی‌ به‌ ایران‌ بیاورند (رجوع کنید به فلور، ص‌ 777) ولی‌ هیچ‌ نشانه‌ای‌ مبنی‌ بر خارج‌ شدن‌ فن‌ یا ابزارهای‌ چاپ‌ از جمع‌ ارمنیان‌ جلفای‌ اصفهان‌ در دست‌ نیست‌، هر چند که‌ از علاقه بی‌سرانجام‌ برخی‌ از رجال‌ دولتی‌ به‌ ورود چاپ‌ به‌ ایران‌ و تعلیم‌ فنون‌ آن‌، شواهدی‌ در دست‌ است‌ (رجوع کنید به محبوبی‌ اردکانی‌، ج‌ 1، ص‌ 210ـ211). حتی‌ از کاربرد حروف‌ عربی‌/ فارسی‌ در چاپ‌ در عصر صفویه‌، تاکنون‌ هیچ‌ نشانه‌ای‌ به‌ دست‌ نیامده‌ است‌ (فلور، همانجا).

ارمنیان‌ مقیم‌ جلفای‌ اصفهان‌، به‌رغم‌ تعطیل‌ و وقفه‌هایی‌ در کار چاپ‌، چاپخانه کلیسای‌ وانک‌* را دایر نگاه‌ داشتند و کاغذ مورد نیاز را خود در محل‌ تولید کردند (سرکیسیان‌، ص‌ 56) و طی‌ حدود سه‌ قرن‌ فعالیت‌ توانستند بیش‌ از چهارصد کتاب‌ به‌ چاپ‌ برسانند (میناسیان‌، ص‌ 246؛ نیز رجوع کنید به رائین‌، ص‌ 27؛ برای‌ آشنایی‌ با بقایای‌ چاپخانه کلیسای‌ وانک‌ رجوع کنید به «در اولین‌ چاپخانه ایران‌»، صنعت‌ چاپ، ش‌ 104، ص‌ 2ـ 8، ش‌ 105، ص‌ 36ـ 39). لطف‌اللّه‌ هنرفر، اصفهان‌ شناس‌، در جریان‌ بررسی‌ گورسنگهای‌ ارمنیان‌ جلفای‌ اصفهان‌، پنجاه‌ شغل‌ و منصب‌ شناسایی‌ کرده‌ که‌ از جمله آنها حرفه چاپگری‌ است‌ (رجوع کنید به ص‌ 69ـ73).

جان‌ پینکرتون‌ و جونس‌ هنوی‌، که‌ در عصر نادرشاه‌ افشار (حک: 1148ـ1160) به‌ ایران‌ سفر کرده‌اند، از جزوه‌هایی‌ صحبت‌ به‌ میان‌ آورده‌اند که‌ به‌ زبان‌ لاتینی‌ و عربی‌ چاپ‌ و منتشر می‌شده‌ است‌ (رجوع کنید به مولانا، ص‌ 29). احتمال‌ می‌رود انتشار چند جزوه مسیحی‌ در آن‌ زمان‌، به‌ دستور نادرشاه‌ و به‌ کمک‌ ماشینهای‌ کوچک‌ چاپ‌ بوده‌ باشد (همان‌، ص‌ 30). بر اساس‌ مطالعات‌ ناصرالدین‌ پروین‌ (ج‌ 1، ص‌ 19)، فرهنگی‌ فارسی‌ به‌ انگلیسی‌ در 1194/1780، حدوداً یک‌ سال‌ پس‌ از مرگ‌ کریم‌خان‌ زند، در هند به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. از 1195 تا 1233 (سال‌ انتشار نخستین‌ کتاب‌ فارسی‌ در ایران‌)/ 1781ـ1817، دست‌ کم‌ 55 عنوان‌ کتاب‌ فارسی‌ در هند و حدود 25 عنوان‌ در اروپا چاپ‌ شده‌ که‌ عمدتاً آثار ادبی‌ و مذهبی‌ قدیم‌ و همه‌ به‌ روش‌ چاپ‌ حروفی‌ سربی‌، نه‌ سنگی‌، بوده‌ است‌.

تحول‌ عمده‌ در فن‌ چاپ‌ و انتشار مواد چاپی‌، اعم‌ از کتاب‌، روزنامه‌ و مواد دیگر، از دوره ولایتعهدی‌ عباس‌ میرزا قاجار (1203ـ1249) آغاز شد که‌ مصادف‌ است‌ با پیامدهای‌ جنگهای‌ ایران‌ و روس‌، تلاش‌ شماری‌ از دولتمردان‌ ایرانی‌ برای‌ آشنایی‌ با علوم‌ و فنون‌ جدید و ترویج‌ آنها در کشور و متحقق‌ ساختن‌ برنامه عمومی‌ عباس‌ میرزا برای‌ نوسازی‌ (مدرنیزاسیون‌) کشور (برای‌ جزئیات‌ رجوع کنید به د. ایرانیکا، ذیل‌ «عباس‌میرزا»). در واقع‌، ایرانیان‌ فارسی ‌زبان‌ در قیاس‌ با بسیاری‌ از کشورها از مزایای‌ چاپ‌ دیرتر بهره‌مند شده‌اند (آرین‌پور، ج‌ 1، ص‌ 229). نخست‌ به‌ امر عباس‌ میرزا، هم‌ از ایران‌ کسانی‌ برای‌ آموختن‌ فن‌ چاپ‌ و تهیه‌ کردن‌ دستگاهها و ابزارهای‌ چاپ‌ به‌ خارج‌ فرستاده‌ شدند و هم‌ شخصی‌ به‌ نام‌ ادوارد برجس‌ را، که‌ نزد ایرانیان‌ به‌ برجیس‌ شهرت‌ یافت‌، برای‌ آموزش‌ فن‌ چاپ‌ و تأسیس‌ چاپخانه‌ به‌ ایران‌ دعوت‌ کردند (تربیت‌، ارمغان‌، ش‌ 6، ص‌ 379؛ آدمیت‌، ص‌ 374). میرزا صالح‌ شیرازی‌*، از نخستین‌ دانشجویان‌ اعزامی‌ به‌ اروپا، به‌ هنگام‌ تحصیل‌ در انگلستان‌ با فن‌ چاپ‌ آشنا شد و در بازگشت‌، یک‌ دستگاه‌ کوچک‌ چاپ‌ و وسایل‌ و ابزارهای‌ لازم‌ را به‌ ایران‌ فرستاد (مینوی‌، ص‌ 421ـ422؛ ایوری، ص‌ 816). او همچنین‌ در سفری‌ به‌ روسیه‌ چند دستگاه‌ چاپ‌ به‌ تبریز آورد که‌ یکی‌ دو دستگاه‌ آن‌ بعداً به‌ تهران‌ منتقل‌ شد (محبوبی‌ اردکانی‌، ج‌ 1، ص‌ 214). در باره دستگاههای‌ چاپی‌ که‌ میرزا صالح‌ به‌ ایران‌ آورده‌ است‌ ظاهراً تردیدی‌ نیست‌ و نیز نقش‌ او در انتشار روزنامه‌ در ایران‌ محرز است‌، اما در باب‌ اینکه‌ چاپخانه‌ای‌ در تبریز تأسیس‌ کرده‌ باشد، تردید هست‌. قاسمی‌ (1379 ش‌ ب‌ ، ص‌ 62) با اشاره‌ به‌ کتابهای‌ برجامانده‌ از آن‌ چاپخانه‌، این‌ تردیدها را نابجا می‌داند. چاپخانه‌ای‌ که‌ بنا بر مدارک‌ فعلی‌، وجود آن‌ محرز است‌، در 1233 به‌ دست‌ آقا زین‌العابدین‌ تبریزی‌ و با حمایت‌ عباس‌ میرزا در تبریز تأسیس‌ شده‌ است‌ (تقی‌زاده‌، ص‌ 12، به‌ نقل‌ از هوتم‌ شیندلر ؛ تربیت‌، همانجا).

در باب‌ تأسیس‌ چاپخانه‌ای‌ در شیراز، پیش‌ از تهران‌ و حتی‌ تبریز فرضیه‌ای‌ وجود دارد، ولی‌ تقی‌زاده‌ (ص‌ 12، پانویس‌ 8) آن‌ را ضعیف‌ می‌داند.

فتح‌نامه، اثر میرزا ابوالقاسم‌ قائم‌ مقامِ فراهانی‌*، تفصیلی‌ از جنگهای‌ ایران‌ و روس‌، ظاهراً نخستین‌ کتاب‌ فارسی‌ است‌ که‌ در ذیحجه 1234 در ایران‌ چاپ‌ و منتشر شده‌ است‌ (تقی‌زاده‌؛ تربیت‌، همانجاها؛ مینوی‌، ص‌ 428).جهادیه‌، اثر میرزا عیسی‌ قائم‌ مقام‌ فرهانی‌*(چاپ‌ رمضان‌ 1233)، مآثر سلطانیه‌(شرح‌ سلطنت‌ فتحعلی‌ شاه‌ از جلوس‌ تا 1241)، تعلیم‌نامه‌(رساله‌ای‌ در باره آبله‌کوبی‌)، گلستان‌ سعدی‌ و چند کتاب‌ دیگر نیز از جمله نخستین‌ کتابهای‌ فارسی‌ چاپی‌ است‌ که‌ در دهه 1240 طبع‌ و منتشر شده‌ است‌ (برای‌ فهرست‌ برخی‌ از نخستین‌ آثار چاپ‌ شده‌ رجوع کنید به تقی‌زاده‌، ص‌ 13؛ بابازاده‌، ص‌ 81 ـ 205).
بررسی‌ نخستین‌ کتابهای‌ چاپی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ دولت‌ وقت‌ از فنّاوری‌ چاپ‌ به‌ سود و در جهت‌ مقاصد خود استفاده‌ می‌کرده‌ است‌. کتابها عمدتاً تاریخی‌، دینی‌، ادبی‌، یا در جهت‌ ترویج‌ اصول‌ بهداشتی‌، ترویج‌ جنبه‌هایی‌ از حیات‌ مدنی‌ و فرهنگ‌ زندگی‌ اجتماعی‌ جدید بوده‌ است‌. تنوع‌ کتابها، البته‌ پس‌ از رواج‌ بیشتر ترجمه‌ و تأسیس‌ دارالفنون‌ و دارالطباعه‌، به‌ مراتب‌ بیشتر شده‌ است‌ (رجوع کنید به ادامه مقاله‌).

در 1240، حدوداً هفت‌ سال‌ پس‌ از تأسیس‌ چاپخانه‌ در تبریز، میرزا زین‌العابدین‌ به‌ امر فتحعلی‌شاه‌ به‌ تهران‌ احضار و به‌ تأسیس‌ چاپخانه‌ و چاپ‌ کتاب‌ مأمور شد. زین‌العابدین‌ در پایان‌ یکی‌ از این‌ کتابها مبدع‌ فن‌ چاپ‌ در ایران‌ دانسته‌ شده‌ است‌ (تربیت‌، ارمغان‌، ش‌ 6، ص‌ 381). او زیر نظر منوچهرخان‌ گرجی‌*(معتمدالدوله‌) کار می‌کرده‌ و کتابهایی‌ که‌ به‌ «چاپ‌ معتمدی‌» معروف‌ است‌ و پس‌ از 1240 در تهران‌ چاپ‌ شده‌، به‌ اهتمام‌ وی‌ بوده‌ است‌. بنا بر برآوردی‌، مجموع‌ کتابهای‌ چاپ‌ معتمدی‌ به‌ هشتصد هزار جلد بالغ‌ شده‌ است‌ (همان‌، ش‌ 7، ص‌ 449). شمار چاپخانه‌های‌ تهران‌ هم‌ به‌ مرور زیاد شد و تحت‌ نظر معتمدالدوله‌ در هم‌ ادغام‌ گردید و به‌ نوعی‌ نخستین‌ چاپخانه دولتی‌ ایران‌ به‌ وجود آمد. این‌ چاپخانه‌ تا 1265 در تهران‌ برقرار بود و کتابهای‌ چاپ‌ معتمدی‌ در این‌ چاپخانه‌ به‌ چاپ‌ می‌رسید (میرزای‌ گلپایگانی‌، ص‌ 16). پس‌ از تبریز و تهران‌، به‌ ترتیب‌ در این‌ شهرها چاپخانه‌ تأسیس‌ شد: شیراز، اصفهان‌، ارومیه‌، بوشهر، مشهد، بندر انزلی‌، رشت‌، اردبیل‌، همدان‌، خوی‌، یزد، قزوین‌، کرمانشاه‌، گروس‌، کاشان‌ (تقی‌زاده‌، ص‌ 13ـ14، به‌ نقل‌ از تربیت‌).

/ 0 نظر / 12 بازدید