ایران زدایی

نوشته: دکتر کامران فانی

پس از تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی، و خوزستان به عربستان از سوی کشورهای عرب زبان، اینک نوبت به خود «ایران» رسیده است بدین ترتیب که برخی از مؤسسات علمی معتبر این کشورها در ترجمه عربی کتاب رده‌بندی ده‌دهی دیویی (رایجترین وسیله مرتب کردن کتابها در کتابخانه‌ها و تنظیم کتابشناسی­ها) نام ایران را، که در متن انگلیسی کتاب مذکور است، به­عمد حذف کرده، و تاریخ ایران پیش از اسلام را ذیل «تاریخ قدیم عراق»، و تاریخ ایران در دوره اسلامی را در زیر عنوان« تاریخ­العرب (الوطن العربی) آورده‌اند. گزارش این امر در مجله نشر دانش ( سال 8، ش5- مرداد و شهریور 1367-ص94 با عنوان «چرا ایران را حذف کرده‌اند؟» بدین شرح چاپ شده است: «رده‌بندی دَه‌دَهی دیویی امروزه رایجترین وسیله مرتب کردن کتابها در کتابخانه‌ها و تنظیم کتاب­شناسی­هاست. این رده‌بندی تقریباً در تمام کشورهای دنیا به­کار می‌رود و هر کشوری یا از اصل انگلیسی و یا از ترجمه آن به زبان ملی خود (البته با برخی جرح و تعدیلاتی که مناسب فرهنگ و نیاز آن کشور است) استفاده می‌کند. در ایران نیز این رده‌بندی بویژه در کتابخانه‌های عمومی و غیرتخصصی کاربرد عام دارد و علاوه بر بخش­های مربوط به اسلام و تاریخ ایران و ادبیات و زبان فارسی ترجمه تلخیصی از آن نیز منتشر شده است. ترجمه کاملتری نیز در دست انتشار است. اخیراً ترجمه عربی این کتاب هم منتشر شده (تصنیف دیوی العشری، الطبعه العربیه الاولی، شرکت المکتبات الکویتیه، 1945). این ترجمه با همکاری کتابخانه‌ها و دانشگاههای معتبر چند کشور عربی و از جمله مصر و عراق و الجزایر و تونس و لیبی و عربستان سعودی و چند کشور و اردن فراهم شده و در کشور کویت ویرایش و به چاپ رسیده است. ترجمه دیویی در هر زبانی همواره با حذف و اضافاتی همراه بوده است. در ترجمه عربی این حذف و اضافات اعمال شده و این حق آنهاست که بر آنچه مربوط به کشورهایشان است حذف و اضافات اعمال شده و این حق آنهاست که بر آنچه را که نیازی به آن نمی‌بینند (یعنی فکر می‌کنند کتابی در آن موضوع در کتابخانه‌هایشان نخواهد بود) حذف کنند. البته در ترجمه دیویی رسم بر آن است که شماره‌ها و موضوعات را حذف نکنند و آنچه در اصل انگلیسی آمده است در ترجمه هم بیاورند، چه بسا زمانی کتابی در آن موضوع مهجور به کتابخانه‌ای راه باید و نیاز به شماره رده‌بندی انجام می‌گیرد، به­خصوص هرگز دیده نشده است که در بخش مربوط به تاریخ کشورها، نام کشوری هر قدر هم مهجور و دورافتاده حذف شود.

شگفت‌انگیزترین کاری که در ترجمه عربی دیویی شده حذف ایران از بخش تاریخ رده‌بندی است. در متن انگلیسی، تاریخ ایران دو شماره اصلی دارد: یکی 935 مربوط به قبل از اسلام و دیگری 955 مربوط به بعد از اسلام. در ترجمه عربی در مقابل شماره 935 نوشته شده: « بلاد مابین‌النهرین(عراق) و الهضبه الایرانیه حتی 637[میلادی]».

یعنی در واقع تاریخ قبل از اسلام را ذیل تاریخ قدیم عراق آورده است. در مقابل شماره 955آمده است: ایران (الفارس) با این توضیح که تاریخ ایران را در خلال عصور اسلامی در شماره 956 بیاورید. معنی این یادداشت توضیحی جز این نیست که از این شماره استفاده نکنید  به جایش به شماره 956 رجوع نمایید. وقتی به شماره 956 یعنی شماره بعد رجوع می‌کنیم می‌بینیم در مقابلش فقط نوشته شده:« تاریخ العرب (الوطن العربی)»، در این شماره(همراه با دهها شماره فرعی اعشاری که از خصایص رده‌بندی ده‌دهی دیویی است.) تاریخ سرزمین­های اسلامی (البته به نام الوطن العربی) تقسیم‌بندی شده است که در خلال آن گاه نیز به نام سلسله‌های ایرانی همچون سامانیان و سلجوقیان و تیموریان و صفویان و غیره برمی‌خوریم. این نکته را هم توضیح دهیم که مقصود از «عصور اسلامی» در این کتاب تاریخ کشورهای اسلامی در قرن بیستم هر یک جداگانه و مفصلاً تقسیم‌بندی گردیده است. در همین بخش است که نام ایران یکسره ناپدید شده در هیچ جای رده‌بندی به آن برنمی‌خوریم. سلسله‌های ایرانی به صفویه( با تاریخ 914 تا 944 و 1033 تا 1048 که هیچ معنی محلی ندارد و آن هم ذیل تاریخ عثمانی) ختم می‌شود و سلسله‎های افشاریه و زندیه و قاجاریه هم نیامده است. باری تاریخ کشورهای عربی جدید هر یک با دهها شماره در این رده‌بندی ذکر گردیده و کویت و قطر و شارجه و ام­القوین چندین شماره را به خود اختصاص داده‌اند. کشورهای دیگر اسلامی نیز شماره خاص خود دارند. حتی ترکمنستان و تاجیکستان شوروی (= در متن عربی طازکستان) هم شماره دارند. تنها ایران از صفویه تا جمهوری اسلامی است که هیچ شماره خاصی ندارد. جز همان شماره اصلی متن انگلیسی 955 که در مقابل نوشته شده به شماره 956 یعنی تاریخ العرب (الوطن العربی) رجوع شود. بحث فنی و مفصل­تر درباره نحوه ترجمه و تدوین این رده‌بندی بخصوص در مورد بخش­های مربوط به اسلام و فلسفه اسلامی که سرشار از بی‌دقتی و مسامحه و اشتباه است. به فرصتی دیگر موکول می‌شود.

 

 

 

 

 

.... و اما مقاله «ایران‌زدایی» و آنچه در این‌باره در سرمقاله نوشته شده مطلبی است که مثل مقاله‌های دیگر استادانه در دفاع از فرهنگ ایران نوشته­اید و یقین دارم توجه عمومی را جلب خواهد کرد. به نظر اینجانب این تاریخ‌سازان ریزه‌خواران سیاستی هستند که از چند قرن پیش در پی ایران‌زدایی است و اینان امروز در پی لقمه نانی خود و تاریخ خود را فدای سیاست اروپا و غرب می‌کنند، اروپایی که خود را نتایج تمدن یونان و روم می‌داند ولی تحمل آن را ندارد که قبول کند روم یا یونان در آن زمان تنها نبودند همپالکی و رفیق راهی هم داشتند به نام ایران که امروز هم هست و آن روز بدون رقابت و رفاقت با آن نمی‌توانستند به تمدن و فرهنگی برسند که امروز اروپا بر آن می‌نازند.

نوشته‌های استادان ایرانی به فارسی این تاریخ‌سازان کشورهای همجوار را وقتی ممکن است مجبور به اعتراف به اشتباه خود بکنند که به­تواتر و تعداد زیاد باشد تا به دست خوانندگان آثار آن تاریخ‌سازان برسد. شاید اتحادیه­ای نامرئی از استادان ایرانی لازم است که همه به لزوم این یادآوری مومن باشند و حقایق تاریخی را نه تنها برای فارسی‌زبانان بلکه به زبان­های خارجی برای نویسندگان و خوانندگان اروپایی و امریکایی بنویسند و باز تکرار کنند، والا خوانندگان فارسی‌دان کشورهای همجوار اگر هم دسترسی به نوشته‌های فارسی استادان ایرانی پیدا کنند، اگر هم مخالف کار تاریخ‌سازان خود باشند کاری نمی‌توانند بکنند. سرچشمه را باید گرفت و این سرچشمه در کشورهای اروپایی و امریکایی است خواننده ایرانی این مقالات هم جز بیزاری از این تاریخ‌سازان و بغضی نسبت به این نویسندگان کاری نمی‌تواند بکند که این خود موجب تفرقه بین همسایگان و در عزلت قرار گرفتن ایران می‌شود، یعنی همان چیزی که همواره غربی­ها  خواسته­اند. واقعیت آن چیزی است که غرب از قرون وسطی به بعد در پی ایران‌زدایی بوده است. کافی است به کتاب­های مختلف مرجع تمدن و فرهنگ اروپا بنگرید، خواهید دید اگر هم یادی از ایران شده بسیار مختصر است، در صورتی که درباره تمدن هند و چین مفصل می‌نویسند و یا درباره تمدن بین‌النهرین و مصر... استادان ایرانی که به اهمیت تبلیغات واقفند و می‌دانند که با تبلیغات چگونه سفید را سیاه و سیاه را سفید معرفی می‌کنند، باید بدانند که برای مبارزه راهی جز گفتن و نوشتن مکرر وجود ندارد و اگر زودتر به جبران این غفلت گذشته اقدامی جدی و سریع و دسته‌جمعی نشود، غربیان، درآینده از ایران در کتاب­های خود آن چنان یاد خواهند کرد که از سومر و بابل یاد می‌کنند.

در تمام این سال­ها اگر از دو کتاب یونانی­ها و بربرها آقای دکتر امیر مهدی بدیع و کتاب Creation نوشته Gore Vidal نویسنده، امریکایی بگذریم، در مقابل ادعاها، خفیف کرد­­ن­ها، و یا به سکوت برگزار کردن غربی­ها ، هیچ نوشته­ای از هیچ استاد ایرانی در زبان­های خارجی ندیده­ام که به دفاع علمی از ایران و تمدن و فرهنگ ایران پرداخته باشد. بسیار خوب است که صدها کتاب درباره، حافظ و ایران و موقعیت ایران در خانواده، ملل این­قدر در خطر است تصور نمی‌فرمایید توجه به این مطلب نیز حائز اهمیت است. بگذریم نمی‌دانم چرا سر جناب­عالی را به درد می‌آورم، در حالی که می‌دانم همیشه معمول بوده که ما ایرانی­ها در حاشیه بگردیم ، مبادا در متن خطری باشد یا گردی به دامن‌ ما بنشیند...

احمد توکلی

تامپا، فلوریدا

26 جولای 1989

 

/ 1 نظر / 10 بازدید